شود از ديگران در خشم و بر من دامن افشاند * غبارى در دل از هركس كه دارد بر من افشاند
رضا
شاه رضا از سلسلهء نوربخشيه است . « 1 » اين نام در باب شين مىبايست نگاشت . چون همينطور بسيار اسامى را تذكرهنويسان در ابواب نوشتهاند تبعيت ايشان ضرور است . منه :
دلم خون كرد و مىپوشد ز من رخسار گلگونى * عجب دارم اگر پوشيده ماند اينچنين خونى
رضا
امير شاه رضا ، معلوم نيست كه همان اوّل است يا غير اوست . منه :
به روز وصل « 2 » از آن خاطر حزين « 3 » دارم * كه دشمنى چو فراق تو در كمين دارم « 4 »
رفيعى
استاد مير حيدر معمّايى رفيعى تخلّص ، در انواع سخن صاحب قدرت كامل است و در فنّ تاريخ بىبدل . تمام سورهء اخلاص بدون بسم اللّه تاريخ سواطع الالهام فيضى يافته . استاد نيكوست . « 5 » از اوست :
چنان آميزشى كرده است با غير * كه هرگز در دلم بىاو نيايد
*
نيست يك كس كشتنى از دهريان * ماوراء ماوراء النّهريان
*
نازكدلم اى شوخ ، علاجم چه توان كرد * من عاشق معشوق مزاجم ، چه توان كرد
رشكى همدانى
محسن بيگ رشكى همدانى ، عاشق علاقهبند پسرى و در عصر شاه طهماسب ماضى بود . « 6 » منه :
هامش
( 1 ) . آتشكدهء آذر 218 : شاه رضا خلف شاه بهاء الدّين ، فاضلترين اولاد شاه قاسم نوربخش بوده است .
دهخدا : شاه رضا خلف شاه بهاء الدّين ، در بازى شطرنج دستى داشت . از اوست :اى كرده عبادت ريايى فن خود * آراسته از لباس عصيان تن خود
طوقى است به گردنت ردا از لعنت * گفتم من و انداختم از گردن خوددهخدا به نقل از صبح گلشن ، تخلّص او را رازى نوشته است .
( 2 ) . آتشكدهء آذر 218 : وصلت .
( 3 ) . آتشكدهء آذر : غمين .
( 4 ) . اين بيت در آتشكدهء آذر به نام شاه رضا نوربخشى آمده است .
( 5 ) . آتشكدهء آذر 249 : رفيعى كاشانى ، از سادات طباطبايى كاشان و از ملازمان دربار اكبر شاه هند و در فن تاريخ و معمّا سرآمد اهل زمان خود بود و در نزد پادشاهان ايران و هند تقرّبى خاص داشت . به زيارت خانهء خدا مشرّف شد . در سال 1007 زنده بود و سرانجام در كاشان درگذشت .
( 6 ) . تذكره ميخانه 841 : حسين بيگ نام دارد و كهين برادر شرارى همدانى است . ابياتش اكثر طرز وقوع است و اشعارش اغلب