چه شد امسال آخر اى مخدوم * كه من رنج ديدهء مظلوم « 1 »
منظومهء مذكور طولانى است . در جامع اللّطايف مرقوم است .
رشيد الدّين همدانى
فاضل مورّخ كامل است و صاحب تاريخ رشيدى ، وزير ابو سعيد خان است . « 2 » منه :
پيريم ولى چو بخت دمساز آيد * هنگام « 3 » نشاط [ و ] « 4 » طرب و ناز آيد
از زلف دراز « 5 » تو كمندى فكنم * در « 6 » گردن عمر رفته تا باز آيد
ركن صاين
مولانا ركن صاين در خدمت طغاتيمور خان بود . « 7 » منه :
از آن به روى تو هر دم كنم نگاه دگر * كه تا به قتلم پيدا كنى گناه « 8 » دگر
رامى
استاد شرف الدّين رامى در سنهء هفتصد و نود فوت شد . « 9 » در مدح خواجه فخر الدّين محمّد
هامش
( 1 ) . چند بيت ديگر اين منظومه از روز روشن :بعد ده ساله حق بر اين دولت * گشتم از هر مراد دل محروم
كار من بنده خدمت است و دعا * و اندر اين هردو بودهام ملزوم
دهر و دوران همان ستمكارند * آدمى همچنان جهول و ظلوم
نه منم عاطل از فنون هنر * نه تويى عارى از فروغ علوم
نه تو مفلس شدى ، نه من منعم * نه تو خادم شدى ، نه من مخدوم
تو همان مالكىّ و من مملوك * تو همان حاكمىّ و من محكوم
رزق بر توست ، هرچه خواهى كن * خواه احسان شمار و خواه رسوم( 2 ) . دهخدا : رشيد الدّين فضل اللّه پسر عماد الدّوله ابى الخير نوادهء موفّق الدّولهء همدانى است . جدّ او با خواجه نصير در قلاع ملاحده قهستان بسر مىبرد و پس از تسليم آن قلاع او نيز به خدمت مغول پيوست . وى ايّام جوانى را در همدان به تحصيل علوم مختلف بويژه طب گذراند و به عنوان طبيب داخل دستگاه اباقا خان گرديد و تا آنجا ترقّى كرد كه به وزارت غازان و اولجايتو و ابو سعيد رسيد . غازان خان تاريخ دوست و آشنا به تاريخ اجداد خود بود ، ازاينرو رشيد الدّين را مأمور كرد كه تاريخى از مغول ترتيب دهد . خواجه اين مأموريت را پذيرفت و پس از مطالعهء اسناد مغولى و مذاكره با مطّلعين تاتار ، اساس كتاب خود را كه به نام تاريخ غازانى خوانده شد ريخت ولى قبل از پايان كتاب ، غازان درگذشت و برادرش اولجايتو خواجه را به ادامهء كار واداشت و اضافه كرد كه علاوه بر تاريخ اقوام مغول ، تاريخ جامعى كه شامل همهء اقوام ديگر باشد به ضميمهء مجلّدى دربارهء جغرافى و معرفت مسالك و ممالك ذيل تاريخ غازانى قرار دهد . او در سال 710 تأليف تاريخ مذكور را به نام جامع التّواريخ به پايان رسانيد . خواجه مردى فاضل و دانشمند و آشنا به زبانهاى عربى و تركى و مغولى بود . او به دنبال سعايت دشمنان در سال 717 از وزارت معزول و از سلطانيه به تبريز رفت و سرانجام بر اثر تحريكات مخالفان به دستور ابو سعيد در سال 718 در نزديكى تبريز او را به دو نيم كردند و آثار او را در ربع رشيدى از ميان بردند . مؤلّفات ديگر او عبارت است از : كتاب الاخبار و الآثار ، مفتاح التّفاسير ، رسالهء سلطانيه ، لطايف الحقايق و . . .
( 3 ) . روز روشن 293 : ايام .
( 4 ) . از روز روشن افزوديم .
( 5 ) . روز روشن : زلف رساى .
( 6 ) . روز روشن : بر .
( 7 ) . دهخدا : ركن الدّين صاين هروى اصفهانى ، از گويندگان و دانشمندان عصر شاهرخ پسر امير تيمور بود . شرح حال وى در مجمع الفصحا 2 / 19 آمده است .
( 8 ) . متن : نگاه . تصحيح شد .
( 9 ) . دانشمندان آذربايجان 189 : شرف الدّين حسن بن محمّد رامى ، با سلمان ساوجى و خواجه عبد القادر مراغهاى همزمان بود .