دشنام نمىدهى كه طاعت باشد * مذهب معلوم و اهل مذهب معلوم
ذرّه
ملّا عبد اللّه ذرّه تخلّص ، پسرخواندهء باقر است . « 1 » وى راست :
مگر از تو گلى خارى به ياد آرد نگار من * كه همچون غنچه از سير چمن دلتنگ مىآيد
ذبيح
ذبيح تخلّص ، شخصى است كه احوالش در تذكرهها نديده شد . « 2 » شعر او را آنندرام مخلص تضمين كرد و آن اين است :
اين دو مصرع دلچسب كز ذبيح مشهور است * در جناب او مخلص عرض عجز از ما كن
ماه ارمنى ملّت ، شوخ عيسوى مذهب * يا بيا مسلمان شو ، يا مرا نصارا كن
هامش
( 1 ) . ريحانة الادب 1 / 257 : به نوشتهء قاموس الاعلام ، از مجتهدين اماميهء ايران مىباشد و در سال 1137 ه . ق . در خرّمآباد درگذشت . از اوست :آرايشى به هر خس و خاك از بهار ماند * نخل حيات ما است كه بىبرگوبار ماند
چون شاخ خشك ، دستم از آغوش گل جدا است * داغى به دل ز لالهرخى يادگار ماند( 2 ) . ريحانة الادب 256 : اسماعيل ذبيحى ، عالمى بوده جليل كه علاوه بر علوم متداوله در بعضى از علوم غريبه نيز دستى داشت . در جلوس شاه سلطان حسين صفوى مثنوى خوبى گفته است كه هر مصرعش ماده تاريخ بود و به همين جهت مورد مراحم شاهانه گرديد . مثنوى نرگسدان نام نيز از او مىباشد و همين اسم نرگسدان ذبيحى ( - 1115 ) تاريخ نظم آن است . ده بند مرثيه نيز به روش محتشم كاشانى گفته . به سال 1160 ه . ق . در يزد وفات يافت و در صفّهء قبلى ميدان شاه قديم جنب عبّاسيه مدفون شد . از اوست :مرغ دلم ز بيضه نياورده سر برون * اوّل سراغ خانهء صيّاد مىكند
سلطان عشق سلطنتش نوع ديگر است * ملكى كه گيرد از ستمآباد مىكند