تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

باب الدال المهمله

دقيقى

استاد دقيقى از دقيقه‌يابان صاحب توفيق و تحقيق و مقدّم از فردوسى . « 1 » منه :
گويند صبر كن كه تو را صبر بر دهد * آرى دهد وليك به خون جگر « 2 » دهد

داعى نسفى

شيخ الاسلام نخشب بود . محمّد عوفى به خدمتش رسيده . بزرگ نيكوست . « 3 » از اوست :
دل در لب تو معجزهء عيسى ديد * از فرق تو تا قدم همه معنى ديد مجنون سر زلف چو زنجير تو شد * مجنون نشود هركه چنين ليلى ديد ؟

دعوى قمى

ركن الدّين دعوى ، اصلش [ از ] قم است و معاصر كمال اسماعيل بود . « 4 » منه :
هامش
( 1 ) . روز روشن 261 : اوستاد ابو منصور محمّد بن احمد طوسى يا سمرقندى يا بخارى ، از قدماء شعراء و مدّاحين آل سامان بود و با غلام خود نرد عشق مىباخت . آخر همان معشوق به خاك هلاكش انداخت . دهخدا : از شاعران بزرگ ايرانى در قرن چهارم هجرى است . مولد او را طوس ، بلخ ، سمرقند يا بخارا و تاريخ وفاتش را در حدود سال‌هاى 367 تا 370 نوشته‌اند . ظاهرا خود او يا خانواده‌اش به آردفروشى اشتغال داشته‌اند . او بر دين زردشتى بود . ابو مظفّر چغانى را مدح گفت و در زمان سامانيان شهرت يافت . نخستين سرايندهء شاهنامه بود و هزار بيت دربارهء داستان گشتاسب و ظهور زردشت بسرود و چون در جوانى به دست غلام خود كشته شد به اتمام شاهنامه كامياب نشد . فردوسى اين هزار بيت را عينا در شاهنامهء خود آورده است . ( 2 ) . روز روشن 261 : وليك به عمر دگر . و بيت بعد از همان منبع :من عمر خويش را به صبورى گذاشتم * عمرى دگر ببايد تا صبر بر دهد( 3 ) . لباب الالباب 1 / 183 : داعى الحسينى النّسفى سيّد شمس الدّين ، از اوست :دانى ز چه معنى نشد اى درّ يتيم * لعل لب تو حجاب دندان چو سيم خورشيد رخت نخست تيغى كه بزد * بر لعل لبت فتاد و كردش به دو نيم( 4 ) . روز روشن 261 : قاضى ركن الدّين ، سرآمد علماء عهد مظفّر الدّين اتابك و قاضى بلدهء قم و معاصر كمال الدّين اسماعيل اصفهانى و مدّاح جمال الدّين عبد الرّزاق است . ديوان فارسى و قصايد عربى دارد . از اوست :اى روى خوش تو گلشن من * كوى تو هميشه گلخن من