خوشى
ملّا خوشى ، خوبگوست . از اوست :
نقد جان صرف ره آن دلستان خواهيم كرد * خدمتى كز دست ما آيد به جان خواهيم كرد « 1 »
خوشتر
ميرزا خوشتر ، پسر ميرزا محمّد افضل است . « 2 » منه :
بس كه سرگرم سفر گرديدهام مانند شمع * قطع راه زندگانى را به يك پا مىكنم « 3 »
خليل
اصالت خان خليل تخلّص ، در همان عصر بود . منه :
عشق بيش از تيغ تيزى بوده است * بىقيامت رستخيزى بوده است
خادم
نظير بيگ خادم تخلّص ، شاگرد محمّد افضل ثابت بود . « 4 » منه :
خادم به دست خوبان از بهر قتل عاشق * هر ناخن حنايى شمشير خونچكان است
*
اى كه مىگويى دم مردن فراموشم مكن * من كه مىميرم برايت ، چون فراموشت كنم ؟
شعر مذكور مختلف فيه است .
خوشگو
بندر ابن [ داس ] « 5 » خوشگو تخلّص ، از قوم بيس و شاگرد سعد اللّه گلشن و ميرزا افضل سرخوش و ميرزا بيدل و خان آرزو است . او تذكرة الشّعرا نوشته به نام نوّاب امير خان مزيّن ساخته و نوّاب
هامش
( 1 ) . بيت بعد از روز روشن 250 :خوبرويان خواه دل خواهند از ما ، خواه جان * هرچه خواهد خاطر ايشان چنان خواهيم كرد( 2 ) . روز روشن 249 : ميرزا فضل اللّه دهلوى ، فرزند محمّد افضل سرخوش است .
( 3 ) . بيت بعد از روز روشن :مىشود وا همچو گل از رشتهء كارم گره * غنچهء بند قبايش را اگر وامىكنم( 4 ) . روز روشن 233 : در ابتدا به سبقت متخلّص بود . از اوست :به غير من كه به روى تو زلف را ديدم * كسى نديده به خطّ شكست قرآن را*فغان كه اين امرا در شكست كعبهء دل * رساندهاند به اصحاب فيل سلسله را*صورتش ديده ز شرم آب نشد * حيرت از آينه رو داد مرادهخدا : نظر بيگ خادم ، به عهد محمّد پادشاه دهلى در سنهء 1160 درگذشت .
( 5 ) . از سفينهء خوشگو افزوده شد .