*
نظر ز ديده بسوزم چو بنگرد رويش * كه ديده تيز نخواهم كه بنگرد سويش
*
در سلك بتان دگران درّ خوشاب * مىرفت خرامان و خوش و مست و خراب
گفتم كه تو را به خواب ديدم امشب * خنديد كه لاف عاشقى ، وانگه « 1 » خواب ؟
و امير موصوف معشوقان هر فريق را مدح كرده است :
نجّار پسر كه تيشهرانى مىكرد * آرى بر ما ستم نهانى مىكرد
صد حرف جفا تراشد اندر حق خويش * با عاشق خويش سرگرانى مىكرد
*
بقّال پسر كه راحت جان آمد * يك گل ز رخش هزار بستان آمد
رويش پس پلّهء ترازو مىتافت * گويى كه مگر ماه به ميزان آمد
*
حجّام پسر به خوبى و رعنايى * آيينه برآورد به صد زيبايى
گفتم صنما ، در برت آيم شايم * فرياد برآورد كه نايىنايى
*
جولى پسرى نشسته بر خاكستر * رخساره ز ليلى بود و مجنون سر
روشن شده از غبار رويش روزى * كآيينه ز خاك مىشود روشنتر
*
سقّا پسرى كه آب گهگاه كشيد * در دلو ز عكس روى خود ماه كشيد
نىنى غلطم ، ز عكس در دلو پر آب * هر بار يكى يوسف در چاه كشيد
خواجوى كرمانى
استاد خواجوى كرمانى ، مشهور به نخلبند معانى ، « 2 » مريد حضرت علاء الدّوله سمنانى و مصنّف روضة الابرار و هماى و همايون و سخنور صاحب اشعار نيك مضمون است و در سنهء 742 فوت شد و در تلّ اللّه اكبر شيراز مدفون است . « 3 » هذا من ديوانه :
هامش
( 1 ) . متن : ونكه . تصحيح شد .
( 2 ) . دولتشاه 187 : نخلبند شعرا .
( 3 ) . دولتشاه : هماى و همايون را در بغداد نظم كرده و ديوان او بيست هزار بيت مصنوع باشد مشتمل بر قصايد غرّا و مقطعات و غزليات و چهار مثنوى دارد وراى هماى و همايون ، از آن جمله روضة الازهار است در جواب مخزن الاسرار و به غايت مطبوع است . او رسوم صوفيه را احيا كرده و بعد از شيخ جنيد بغدادى هيچكس چون او در اين طريق قدم ننهاد و در رسالهاى كه تصنيف فرموده و موسوم است به مفتاح مىگويد كه هزار طبق كاغذ در راه و رسم تصوّف سياه كردم و صد هزار دينار را ملك پدرى و