ربود و تفصيل اين احوال در جامع اللّطايف نوشتهام . از كلمات مولوى است كه مرغى كه از زمين به بالا رود اگرچه به آسمان نرسد امّا از دام دور تر افتد . همچنين اگر كسى درويشى گزيند به كمال او نرسد لكن از زمرهء خلق ممتاز شود .
روزى مولوى گفت كه آواز رباب صداى در بهشت است كه من مىشنوم . منكرى گفت كه ما نيز همان آواز مىشنويم . مولوى فرمود كه آنچه ما مىشنويم آواز گشاد باب است و آنچه تو مىشنوى آواز بند كردن آن در است . و طريق مولوى آن بود كه هرروز از خادمه سؤال كردى كه امروز در خانه چيزى هست ؟ اگر مىگفت كه امروز در خانه چيزى لابد موجود است ، گفتى نعوذ باللّه ، هيهات ، امروز از خانهء ما بوى خانهء فرعون مىآيد و اگر خادمه مىگفت كه امروز هيچ موجود نيست ، مىگفت : الحمد للّه از خانهء ما بوى پيغمبر مىآيد . وفات مولوى در تاريخ پنجم جمادى الآخر سنهء ششصد و هفتاد و دو واقع است و در قونيه مدفون است و بعضى وفاتش در سنهء 671 نوشته « 1 » و تاريخ وفات « نوّر اللّه مرقده » « 2 » نگاشته و معلوم باد كه مولوى در اشعار لفظ مولوى يا ملّاى رومى مىآورد . به متابعت اساتذه در اين باب نوشتهام . هذا من كلامه :
ببستى چشم و گفتى « 3 » وقت خواب است * نه خواب است اين حريفان را جواب است
*
نوشته است خدا گرد چهرهء دلدار * خطى كه فاعتبروا منه يا اولو الابصار « 4 »
*
من با تو نمىگفتم ، كم ده دو سه پيمانه ؟ * من مستم و تو مستى ، اكنون كه برد خانه ؟
*
آن دل كه من آنِ خويش پنداشتمش * هرگز برِ هيچ دوست نگذاشتمش
بگذاشت مرا در غم و آمد برِ تو * نيكو دارش كه من نكو داشتمش
از مثنوى معنوى اوست :
گفت عيسى را يكى هشيارتر * چيست در هستى ز جمله صعبتر
گفت اى جان ، صعبتر خشم خدا * كه از او دوزخ همىترسد چو ما
گفت از خشم خدا چبود امان ؟ * گفت مرگ خشم خود اندر جهان
هامش
اين چه كار ؟ بعد از آن مولانا ديگر دست از شيخ برنداشت . گويند شمس در دست علاء الدّين محمّد ، فرزند ناخلف مولوى به شهادت فايز شد در سنهء 645 .
( 1 ) . دربارهء سال وفات مولانا ، تذكرهنويسان تاريخهاى بسيارى ذكر كردهاند ، از جمله آتشكدهء آذر به سال 661 نيز اشاره مىكند ، امّا اكثر محقّقان بر سال 672 ، اتّفاق دارند .
( 2 ) . برابر است با سال 671 ه . ق .
( 3 ) . آتشكدهء آذر 275 : چشم يعنى .
( 4 ) . اشاره به حشر / 2 كه در اصل چنين است : فاعتبروا يا اولى الابصار .