چون قفل ابجدم همه تن عقد گشته بود * جانان مرا به حرف چو پيچيد واشدم
بعضى محمّد على خان تمنّا تخلّص شاهنامهنويس فرّخسير نوشته و به نامش اين شعر تحرير نموده :
چون تمنّا را به بزم خويش گريان ديد گفت * كاين مرا رسواى عالم كرد ، بيرونش كنيد
تايب تفرشى
فخرا تايب تخلّص تفرشى با ملّا فرج اللّه شوشترى مشاعره داشت . در هندوستان آمده فوت شد .
گر بىتعلّقيم ، سبكسار نيستيم * در زير بار خانه به دوشى است دوش ما « 1 »
تسليم شيرازى
محمّد هاشم تسليم شيرازى ، در عهد اورنگ زيب پادشاه در هندوستان آمده . ديوان مختصرى دارد و گاهى هاشم تخلّص مىنمايد . اشعارش به طرز ميرزا جلال و ناصر على ماناست . « 2 » وى راست :
غريب كوى توام ، با وطن چه كار مرا * سپردهام به تو خود را ، به من چه كار مرا
*
جگر پاره ، دل سوخته و ديدهء تر * همه دارم ، همه از دولت يار است مرا
*
ز دست ناخن سعيم نشد وا عقدهء طالع * گره بر رشته محكم گشت اينجا « 3 » از كشيدنها
*
هامش
( 1 ) . ابيات ديگر از نصرآبادى 260 :خونچكان است دم باد صبا ، پندارى * ليك صبر مژه برهم زدنى مىبايد*خار و گل اين باغ ز يك چشمه خورد آب * درويش چو بينى ادب شاه نگه دار*خاكساران محبّت را عروج ديگر است * آسمان مىگويم و انداز پستى مىكنم*توفيق نشئهاى است كه در عجز مىرسد * در چشم مور رفته تماشاى فيل كن( 2 ) . دانشمندان و سخنسرايان فارس 2 / 31 : در سال 1109 در هندوستان وفات يافت . از اوست :خواهى بدوز سينهء ما ، خواه چاك كن * وقف جمال توست دل بىقرار ما*آهى ز غم تو در جگر نيست * آه از دل ما تو را خبر نيستدهخدا : محمّد هاشم شيرازى ، در عهد عالمگير به هندوستان رفت .
( 3 ) . متن : از اينجا . تصحيح شد .