تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
در قطره قطره خونم پيكان آبدار است * چون استخوان كه پنهان در دانهء انار است
از مثنوى معراج الخيال اوست :
از زنخدان بر كباب دل ز دور * سرنگون كرده نمكدان بلور گردن و رخسار چون حورش نگر * شاهد نورا على نورش « 1 » نگر
معلوم باد كه در تذكره‌هاى اوستاد [ ان ] نيز سه تجلّى مسطور است .

ترابى بلخى

سخنور كامل و استاد بىبدل است . « 2 » امام قلى خان او را به زر كشيده و اين شعر به نامش ديده شد :
به سنگ رخنه شد از بس گريستم بىتو * ز سنگ سخت‌ترم من كه زيستم بىتو

تابع

محمّد باقر تابع تخلّص ، از نجباى ايران است . در آن عصر بود . « 3 » منه :
من رفتم و دل به كوى او ماند * از رفتن بىدلانه پيداست

تايب كرمانى

در نهايت خضوع و خشوع و به ارباب حال محشور بود . منه :
يا رب به نياز و ناز مستان الست * تايب را كن ز جام هشيارى مست آن لحظه ببخشاى كه برهم ساييم * من « 4 » پاى به پاى ، دوستان دست به دست « 5 »
هامش
( 1 ) . اشاره به نور / 35 كه در اصل چنين است : نور على نور . ( 2 ) . نصرآبادى 440 : در مدّت عمر در بلخ بر سر مزارى كه به مرقد امير المؤمنين مشهور است معتكف بود و در آن ولايت فوت شد . ( 3 ) . روز روشن 142 : در سنهء 1050 ارتحال نمود . نصرآبادى 114 : آقا مير محمّد باقر خلف مير غياث الدّين محتسب قم است . ايشان هم از نجباى قمند . از اوست :ز بىتابى شهيد آرزو خوش مىكند دل را * تپيدن مهد آرام است مرغ نيم بسمل را نماز قصر فرمودند در غربت مرا يعنى * به راه دوست مىبايد يكى كردن دو منزل را*بىعشق دل شكسته سودى نكند * بىدرد لب ناله سرودى نكند از سوختگان او نشان پيدا نيست * سوزندهء آفتاب دودى نكند( 4 ) . نصرآبادى 260 : ما . ( 5 ) . ابيات ديگر از نصرآبادى :اين چرخ كه خالى از مروّت باشد * تايب به منش چگونه الفت باشد يك بار به كام ما نگرديد فلك * حرفى است كه آسيا به نوبت باشد