تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
لغت كه از جملهء مآخذ برهان قاطع است و رسالهء يعقوب و يوسف و كعبهء ديدار تصنيف كردهء اوست « 1 » و تقى مذكور در سنهء 1030 قضا كرد . « 2 » هذا من ديوانه :
ما را حيات بىرخ دلدار مشكل است * گر مرگ چاره‌اى نكند كار مشكل است
*
منم كه عشق فروزنده از چراغ من است * فتيله‌اى است محبّت كه بهر داغ من است
*
مستم ز باده‌اى كه اگر خضر بو كند * مرگ خود از خدا به دعا آرزو كند
*
اى حاصل عمر آرزومندى تو * آزاد مباد تا ابد بندى تو گر ما روش بندگى از كف داديم « 3 » * آخر به كجا رفت خداوندى تو « 4 »

توسنى

راجه منوهر توسنى تخلّص ولد راجه كوكرن زمبند ارسانبهر بود . در اوايل منوهر تخلّص مىنمود . آخر به حكم اكبر پادشاه توسنى قرار داد . منه :
از اثر يك نگهش گشت مست * هم بت و هم بتكده ، هم بت‌پرست
گويند توسنى غزلى گفته بود كه بيتى از آن اين است :
زاهد تو برو طوطى فردوس برين باش * ما بلبل عشقيم كه دوزخ چمن ماست
نوّاب خانخانان شنيده فى البديهه گفت :
هامش
( 1 ) . در مقدّمهء سرمهء سليمانى 5 ، آثار وى را چنين برشمرده‌اند : الف - آثار منظوم : مثنوى يعقوب و يوسف 2222 بيت - ساقىنامه موسوم به نشئه بىخمار 300 بيت - كعبه ديدار 3000 بيت - سفينة السّكينة 6000 بيت - كعبة الحرمين 4000 بيت - لوح محفوظ - قدرت قلم - تبصرة العارفين - تذكرة العاشقين 9000 بيت - رباعيات اوصافيه و اصنافيه 5000 بيت - ديوان مقطعات مطايبات - عين الحيات ، مثنوى 5000 بيت - فردوس خيال كه در سال 1020 به اتمام رسيده است - ديوان اميدآباد در جواب اشعار اميدى - ديوان آدميت - ديوان جواهر زواهر - ديوان درر و غرر - كعبه عرفان - انتخاب كعبه عرفان - كلّيات . ب - آثار منثور : سرمهء سليمانى - رسالهء كافية القافية - رسالهء مفتاح مفاتيح غيبيه - تذكرهء عرفات العاشقين - جفر اوحدى . ( 2 ) . مرآت الفصاحة 73 : تقى الدّين محمّد بن معين الدّين بن سعد الدّين محمّد اوحدى حسينى دقاقى بليانى ، در محرّم سنهء 973 ه . ق . متولّد شد . چنان‌كه خود گويد :زان كه تاريخ سال مولودم * طلب شاه نعمت اللّه استمقدّمهء سرمه سليمانى 3 : در ريحانة الادب 1 / 201 ، مدرّس سال فوت او را 1030 نوشته و غنى صاحب تذكرة الشّعرا ، 1050 نوشته است كه صحّت هيچ‌يك معلوم نيست . ( 3 ) . متن : دادم . تصحيح شد . ( 4 ) . ابيات ديگر از آتشكدهء آذر 231 :گر ناز كشى ز يار سهل است * چون يار اهل است كار سهل است گر هست به روزگار اهلى * نااهلى روزگار سهل است
منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 183 | رحم على خان ايمان / حسين عليزاده و مهدى عليزاده