تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
ملازمت شاهى عزّ امتياز يافت و در سنهء يكهزار و نه از اين دار فنا به عالم بقا شتافت . « 1 » منه :
من بندهء آن كسم « 2 » كه در چارسوى عشق * با هركه نه غارت‌زده سودا ننمايند

تجلّى كاشى

استاد مضمون تراشى است . در سنهء هزار و شانزده در بلدهء لاهور آمد . بعده در گجرات پيش ملّا نظيرى رسيد و ملّا او را پدرانه تربيت نمود و بعد فوتش كه در سنهء 1019 واقع است ديوانش را مدوّن ساخت . « 3 » منه :
تسكين دهم به وعدهء وصل اضطراب را * مانند تشنه‌اى كه ببيند سراب را
*
بر مزار ما غريبان « 4 » نه « 5 » چراغى ، نه « 6 » گلى * هرطرف پروانه در طوف است ، « 7 » هرسو بلبلى

تقى اوحدى

وحيد زمانه و اوستاد يگانه ، از اولاد شيخ ابو على دقّاق بليانى و مولدش صفاهان است . در هندوستان آمده مدّتى در اردوى اكبر پادشاه و جهانگير پادشاه مىماند و بيش‌تر اوقات در گجرات بسر برده . احوال خود در ديباچهء تذكرهء خويش كه مسمّى به عرفات العارفين « 8 » و حاوى هفتاد هزار بيت است مفصّل نوشته و آن تذكره خميرمايهء اكثر تذكره‌هاست و او بزرگان هر طريقه را به خوبى ياد كرده و مثل قشريان بىمغز ، طعن و تشنيع منظور نداشته و كتاب سرمهء سليمانى در علم
هامش
( 1 ) . دهخدا : از شعرا و علماى ايران است كه به هندوستان مهاجرت كرد و در خدمت اكبر پادشاه مأمور تهيّهء نثرى از شاهنامه شد ولى در اين كار توفيق نيافت . از اوست :گر دست نى دهد كه به رويت نظر كنم * بارى دهان به ياد لبت پرشكر كنم( 2 ) . متن : اسم . تصحيح شد . ( 3 ) . آتشكدهء آذر 28 : او در اوّل شباب از كاشان به هندوستان رفت . تذكره ميخانه 837 : وى با تقى اوحدى و شرارى همدانى و فغفور گيلانى و تقياى معرّف ديدار داشت . از اوست :تنها همين قفس نه ز شوقم دريده جيب * چندين‌هزار چشم به راه است دام را*تو كشى باده و تجلّى آه * آتش آنجا بلند و دود اينجا*رفته است ز بيداد تو جور فلك از ياد * مرهم شده داغ نو ما داغ كهن را( 4 ) . دهخدا : شهيدان . ( 5 ) . دهخدا : نى . ( 6 ) . دهخدا : نى . ( 7 ) . آتشكدهء آذر : هرطرف پروانه‌اى در طوف و . دهخدا : هرطرف پروانه بر طوف است و . ( 8 ) . منظور تذكرهء شريف عرفات العاشقين و عرصات العارفين است كه مشتمل بر بيش از سه هزار شاعر است . اين كتاب توسّط استاد زنده‌ياد ذبيح اللّه صاحبكارى با همكارى استاد ذى وجود جناب آقاى محمّد قهرمان و سركار خانم آمنه فخر احمد تصحيح گرديد ، امّا متأسّفانه هنوز به زيور طبع آراسته نگرديده است . خدا آن استاد درگذشته را رحمت كناد و اميدوارم اين مجموعهء هفت جلدى به انضمام چهار جلد تكمله از گزند حوادث گونه‌گون بدور ماند و به زودى منتشر گردد .