تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
همه حاصل جهان را به نشاط صرف مل كن * سر و برگ خود چو بلبل همه وقف روى گل كن

بيگانه نيشابورى

مير ابو الحسن بيگانه تخلّص نيشابورى است و نوادهء سيّد ابو المعالى كه از اعاظم سادات آنجاست و از ابا عن جد كلانتران ولايت به ايشان بود و ابو الحسن بيگانه در زمان شاه سليمان صفوى از اين عالم جدا شد . خوبگوست . « 1 » از اوست :
غافل گذشتى از سر ما ، سرو ناز ما * در گردن نياز تو خون نياز ما
*
نماند خون به دل از گريهء شبانهء ما * خراب كردهء چشمِ تر است خانهء ما ميان جنس اسيران بلنداقباليم * قفس به پاى خود آمد به آشيانهء ما
*
احوال شب از شمع سحرگاه چه پرسى * از سوختگان قصّه جانكاه چه پرسى از عكس تو آيينه در آغوش گذار است * آگه نه‌اى از حال دلم ، آه چه پرسى
*
ما را ز پيش خود به جفا دور مىكنى * بر ما جفا زياده ز مقدور مىكنى

بقا سهارنپورى

محمّد بقاى سهارنپورى ، از اولاد حضرت عبد اللّه انصارى است و مسوّدهء تاريخ مرآت جهان‌نما از مصنّفات اوست كه محمّد رضا برادرش آن رامع ديگر مقامات مرتّب ساخته و او در سنهء بيست و شش اورنگ زيب پادشاه قضا كرد . منه :
جا كنم در سايهء آن سروقد * گر « 2 » رسد از عالم بالا مدد
*
قدت را « 3 » سرو خوش‌بالاست گفتم * به بالايت كه حرف راست گفتم
هامش
زان زنم كوس توكل كآسمان از بهر من * مىرساند روزى و چرخ دگر هم مىزند*رفتند به منزلگه مقصود عزيزان * باقى است كه وامانده در اين مرحله تنهادهخدا : شاه باقيا از عرفاى نايين فرزند امير غياث الدّين محمّد نايينى است . ( 1 ) . روز روشن 135 : از تلامذهء ميرزا محمّد على صائب است و كسى كه تخلّصش آشنا نوشته ، بيگانهء از راه و رسم تحقيق گشته . ( 2 ) . دهخدا : كه . ( 3 ) . متن : از . از روز روشن 115 تصحيح شد . و بيت ديگر از روز روشن :ماهروى من ز خطّ مشك ناب * داد سرمشقى به دست آفتاب