كار از دانهء تسبيح روا مىگردد * عقده از نام خدا عقدهگشا مىگردد
آزاد كشميرى
محمّد مقيم آزاد تخلّص كشميرى ، شاگرد حاجى محمّد اسلم سالم بود و در خدمت امير خان انجام مىماند . « 1 »
ظلم بر ساغر و بيداد به مينا نكنم * نكنم موسم گل توبه به بىجا نكنم
احمدى لكهنوى
خواجه احمد احمدى تخلّص ، متوطّن لكهنو است . هذا من ديوانه :
قطع مدّ نظر از سير و تماشا كردم * ديده را كنده ز سر ، آبلهء پا كردم
اصيل
مير معصوم اصيل تخلّص ، احوالش معلوم نيست . « 2 » منه :
ترك دنيا بود از لذّت دنيا بهتر * مرگ زن هيچ كم از لذّت دامادى نيست
امانت
امانت رام امانت تخلّص ، شاگرد ميرزا بيدل و منشى نوّاب على امجد خان بود . « 3 » خوشنواست .
وى راست :
راستبازان را غمى از انقلاب دهر نيست * در نگين حرف الف از راستى واژون نشد
*
خاك بر سر مىكنم از روزگار ما مپرس * گردبادم از عروج اعتبار ما مپرس
*
بس كه خون در جگر از دست نگارى دارم * در دل خود چو حنا جوش بهارى دارم
در تمنّاى تو اى سرو روان بر لب جو * همچو ساحل تهى از خويش كنارى دارم « 4 »
هامش
( 1 ) . دهخدا : اين شاعر صاحب چندين هزار بيت مثنوى و غزل و جز آن مىباشد . او به سياحت تمايل داشته . در پيرى به تويسركان رفته متأهل شد و به سال 1150 درگذشت .
( 2 ) . روز روشن 57 : مير معصوم اصل ، از جبل عامل و خلف مير سيّد على مهرى است . از اوست :با آنكه دو عالم همه آتشزدهء توست * شمعى است جمال تو كه پروانه ندارد( 3 ) . دهخدا : امانت رام يا امانت راى لعلپورى ، از شاعران قرن دوازدهم و از شاگردان عبد القادر بيدل است .
( 4 ) . اشعار ديگر از تذكره حسينى 48 :تا كرد از اين شهركنىها شبگير * از ما جز بىكسى نيايد تدبير