احمد بلگرامى
شاه لطف اللّه احمد تخلّص معروف به ميان شاه لدها متوطّن بلگرام است و « مقرّبون فى جنات النّعيم » « 1 » تاريخ وفات اوست . « 2 » منه :
در معرفت خدا دليل آمد پى گم * بشناس كه اوست ساقى و باده و خم
يعنى كه دليل حق نباشد جز حق * كس راه نبرده است به مهر از انجم
آرزو گواليارى
سراج الدّين على خان آرزو تخلّص ، ابن حسام الدّين حسام تخلّص گواليارى ، مرد فاضل و شهير ، استاد دار الخلافت شاهجهانآباد بود و اكثر اهل استعداد از زير دامن تربيت او برخاستهاند .
تصانيف فايقه و كتب لايقه دارد . من جملهء آن تذكرة الشّعرا مسمّى به مجمع النّفايس و سراج اللّغت و شرح سكندرنامه و شرح عرفى و داد سخن و تنبيه الغافلين و موهبت عظمى و عطيّهء كبرى و ديوان شعر است . از اين بعضىها پيش فقير مؤلّف موجودند . در سنهء احد پادشاه عزيز الدّين عالمگير ثانى به رفاقت نوّاب سراج الدّوله به صوبه اوده رفت و بعد يك سال از اين جهان انتقال كرد . « 3 » منه :
هركس كه يافت لذّت دور پياله را * عمر خضر شمرد شراب دو ساله را
*
نماند همچو حنا هيچ اختيار مرا * سپرد بسته به دست تو روزگار مرا
*
گر همه نام خدا باشم نمىدانى مرا * ور كلام اللّه شوم كافر نمىخوانى مرا
*
عتاب افزون كند رعنايى آن شوخ بدخو را * اتوى جامه از چين جبين چون غنچه است او را
*
هامش
( 1 ) . برابر است با سال 1143 ه . ق . كه با تاريخ مندرج در نتايج الافكار اختلاف دارد .
( 2 ) . نتايج الافكار 83 : او در كسوت فقر مىزيسته و به سال 1200 درگذشت . از اوست :از راستى خدنگ تو آمد به جان نشست * آرى به راستى همهجا مىتوان نشستيك رباعى از تذكرهء حسينى 35 :مپسند خودى كه بىتميزى باشى * خوارى بگذار تا عزيزى باشى
اى مرد ، خيال خود عدم كن ورنه * چيزى باشى اگر تو چيزى باشى( 3 ) . نتايج الافكار 80 : وى از اولاد شيخ كمال الدّين ، خواهرزادهء نصير الدّين محمود چراغ دهلى است و از طرف مادر نسبش به شاه محمّد قوس مىرسد . او در جميع علوم و فنون يكتا بوده و در معانى و بيان و لغت ، كتب فراوان به يادگار گذاشته است . در سال 1169 درگذشت .
دهخدا : سراج الدّين على شاه آرزو ، شاعر فارسىزبان ايرانى متوطّن هند بود . به سال 1169 وفات يافت . تأليفاتش عبارتند از : تحفة النّفايس ، سراج اللّغات ، غرائب اللّغات ، مصطلحات الشّعرا ، شرح اسكندرنامهء نظامى و . . .