احسنى گواليارى
مير غلام على احسنى تخلّص گواليارى است و به اين تخلّص دو سه كس ديگر بودهاند . القصّه سيّد موصوف استاد نيكونهاد و صاحب ديوان است و اين شعر از جملهء آن :
شانه را آهسته زن مشّاطه بر گيسوى او * رشتهء جان من است اى بىخبر هر موى او
امين نيشابورى
نوّاب برهان الملك سعادت خان بهادر از سادات نيشابور و از امراى كلانتر عصر فردوس آرامگاه محمّد شاه است و به صوبهدارى اوده به خدمت مير آتشى والاعزّ امتياز داشت . امين تخلّص مىكرد . « 1 » منه :
ز كدام ره درآيم كه به چشم تو درآيم * كه به دور چشم مستت همه تيره و سياه است
اسحاق شوشترى
نوّاب مؤتمن الدّوله اسحاق خان بهادر اسحاق تخلّص ، اصلش از شوشتر است و از امراى عصر فردوس آرامگاه است و نوّاب نجم الدّوله بهادر كه به رفاقت نوّاب وزير ابو المنصور خان صفدر جنگ بهادر در مقابله نوّاب احمد خان غالب جنگ بهادر پسر نوّاب محمّد خان غضنفر جنگ متّصل قصبهء سهاور ، بيست و دوم شوّال سنهء 1163 با آنكه چشمزخم عظيم به فوج نوّاب وزير صفدر جنگ رسيد او خود به كمال شجاعت داد دليرى داده به ضرب شمشير سرخروى ميدان مردان شد ، خلف الصّدق اوست . منه :
خدا كند كه گرفتار ناز خويش شود * كسى كه آفت صبر من از تغافل بود
*
بارور هرگز نمىگردد چنار * دست صاحب جوهران خالى بود
انجام
نوّاب عمدة الملك امير خان بهادر انجام تخلّص ، پسر عمدة الملك ماضى بود و نسبتش به مير ميران نعمت اللّهى كه به سلاطين صفويّه خويشى داشت مىرسد . خيلى بذلهسنج و لطيفهگو و در آداب محفل بىمثل بود . نقل است در ايّامى كه نادر شاه قهرمان ايران در قلعه شاهجهانآباد اقامت داشت ، محمّد شاه پادشاه براى تواضعش قهوه طلبيده و به عمدة الملك فرمود كه قهوه
هامش
( 1 ) . روز روشن 86 : مير محمّد امين خان موسوى نيشابورى مخاطب به برهان الملك سعادت خان بوده و نسبش به حضرت امام موسى كاظم ( ع ) مىرسد . در عهد محمّد شاه به فوجدارى هندون و بيانه سرافرازى يافت . به سال 1151 به هنگام ورود نادر شاه به دهلى ، به مرض سرطان درگذشت .