*
معنى ايجاد از دقّت بلندآوازه شد * ساز ما از ناخن دخلِ به جا مضراب داشت
*
از خون خويش گردد پر مى اياغ لاله * در روغن گل خود روشن چراغ لاله
ايما
مير اسماعيل ايما تخلّص ، متوطّن اصفهان از شعراى عصر سلطان حسين ميرزا صفوى كه در واقعه خاتم سلسلهء صفويّه اوست . « 1 » منه :
مضمون كسى گل نكند از سخن ما * كى سبزه بيگانه برآرد چمن ما
*
به پيش آنچه فرستادهايم بىجا نيست * رود به منزل مقصود پيش خانهء ما
آصف
نوّاب نظام الملك آصف جاه بهادر آصف تخلّص از اولاد شيخ شهاب الدّين سهروردى است .
پدرش نوّاب غازى الدّين خان از اعاظم امرا و جدش نوّاب عابد خان صدر الصّدور زمان اورنگ زيب پادشاه بود و او خود در ابتداى زمان فرّخ سير به نظامت صوبه دكن و در عصر فردوس آرامگاه به پايهء وزارت ترقّى نموده . در سنهء احد احمد شاه فوت شد . اوّل شاكر تخلّص مىكرد ، آخر آصف قرار داد . « 2 » منه :
رفت آن عهد كه نيكى رسد از كس به كسى * اين زمان ترك بدى هركه كند احسان است
*
راح است قهوه روحفزا و كسل گسل * آسايش بدن ، فرح جان ، سرور دل
تقريب اجتماع جوانان پارسا * سرمايهء جوانى پيران مضمحل
هامش
( 1 ) . روز روشن 95 : به سال 1132 درگذشت . از اوست :بسكه حرف حق كسى در دهر نتواند شنيد * گيرد اوّل در اذان گفتن مؤذّن گوش را*خصم را غافل گرفتن نيست از مردانگى * پشّه با اين ناتوانى مىزند اوّل صدا( 2 ) . نتايج الافكار 69 : او در مدّت سى سال ، از حكومت عالمگير پادشاه تا محمّد شاه ، داراى مناصب و مشاغل مهمى بوده و در سال 1161 درگذشته است . از اوست :تا مقابل كرد با خود حسن يار آيينه را * آمد آب تازه بر روى نگار آيينه را*مىكنم روى طلب هرجا كه مىخوانى مرا * مايلم همچون ورق هرجا كه گردانى مرا
در طلب بىدست و پايم ، همتى اى درد دل * تا برد سيلاب اشك آنجا به آسانى مرا