تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
گفتم كه دلم هست به پيش تو گرو * دل باز ده آغاز مكن قصّهء نو افشاند هزار دل ز يك حلقهء زلف * گفتا دل خود بجوى و بردار و برو

اخترى يزدى

در همان عصر بود . « 1 » منه :
ز آرزوى جمال تو دوش تا دم صبح * ز شوق جان به لبم مىرسيد و برمىگشت

اياز منجّم

ملّا اياز منجم ، غلام زينت بيگم عمّهء شاه عبّاس بود . « 2 » منه :
اى برده دلم به نرگس افسون‌ساز * وى كشته مرا به تيغ مژگان دراز يك‌بار بپرس كيست اين كشتهء ناز * تا زنده شود كشته و گويد كه اياز

الهام

ميرزا شريف الهام تخلّص از اقرباى مير صبرى « 3 » است . « 4 » منه :
دل عبث لب به شكوه وا نكند * شيشه تا نشكند صدا نكند وعده گر يك نفس بود عمرى است * ملك عمر اين‌قدر وفا نكند

اظهرى

مير سراج الدّين اظهرى تخلّص از شعراى عصر جهانگير است و از حليهء بصر عارى بود . منه :
چندان ز دست جور تو آه و فغان كنم * كآخر به حال خويش تو را مهربان كنم
*
خواه با اظهرى و خواه به بيگانه نشين * من همين شرم تو را با تو نگهبان كردم « 5 »
هامش
مقدّم بر خودم زان مىنشاند يار در مجلس * كه گردم شرمسار از وضع خويش و زود برخيزم*از آن دايم نهان از ديدهء اغيار مىباشم * كه زين غم هرزمان سوزد كه پيش يار مىباشم( 1 ) . نتايج الافكار 52 : چون بيش‌تر به علم نجوم مىپرداخت ، اخترى را تخلّص گرفت . كاروان هند 1 / 27 : اين شاعر دو بار به هند رفته و در سفر بيجاپور با كليم همدانى همراه بوده . او در سفر دوم در هند درگذشت . ( اشعار بسيارى از وى در كاروان هند آمده است . ) ( 2 ) . روز روشن 94 : او شعبده‌باز بود و به مردم آزار مىرسانيد . به حكم شاه عبّاس به قتل رسيد . ( 3 ) . نصرآبادى 342 : مير صدرى . ( 4 ) . كاروان هند 1 / 86 : مدّتى در هند بوده . در سال 1086 ه . ق . به اصفهان مراجعت كرده و چون معانى بلندش الهامى بود ، الهام تخلّص مىكرد . ( ابياتى از وى در كاروان هند آمده است . ) ( 5 ) . بيت مطلع از تذكره حسينى 41 :ديده را بر رخ زيباى تو حيران كردم * عشق داند كه به اين ديده چه احسان كردم