تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
هرچند شمع محفلى اى دل خموش باش * سر در سر زبان نگذارى به هوش باش
*
شاد كى گردم اگر درد دلم گوش كنى * نشنوى به كه كنى گوش و فراموش كنى

ابو القاسم استرابادى

مولانا ابو القاسم اصلا استرابادى است و به فندرسكى مشهور بود و كمالاتش در كتاب دبستان مسطور است . در هندوستان آمده به ملازمت پادشاه رسيد . اوستاد غرّاست . « 1 » وى راست :
كافر شده‌ام به دست پيغمبر عشق * جنّت چه كنم ، جان من و آذر عشق شرمندهء عشق و روزگارم كه شدم * درد دل روزگار و دردسر عشق

احمد صرّافى

در صفاهان بود . منه :
خيال مفلسان البتّه سست است * خيال آن‌كه زر دارد درست است

ادايى سمرقندى

در هندوستان مىگذراند . « 2 » منه :
ياد وصال او دل ما شاد مىكند * عمر گذشته را همه‌كس ياد مىكند

آتون

بىبى آتون « 3 » زن ملّا بقايى بود . در محفل عبد اللّه خان اوزبك با شوهر خود مطايبات مىنمود . منه :
هامش
( 1 ) . كاروان هند 1 / 15 : مير ابو القاسم استرابادى ، مولدش فندرسك بوده است . وى از شاگردان علّامى چلبى بيگ تبريزى است و در نزد شيخ اشراق نيز به كسب معارف پرداخت . چند بار به هند و عراق مسافرت كرد . رساله‌اى فارسى مشهور به صناعيه دارد . در نزد شاه صفى صفوى مقام و منزلت خاص داشت . ( رضا قلى خان هدايت در مجمع الفصحا گفته كه وى معاصر شاه عبّاس صفوى بوده است . ) امّا وى هميشه در عالم بىتكلّفى مىزيست . مرقدش در مزار بابا ركن الدّين واقع در اصفهان است . وى اشعار بسيارى دارد . از جمله قصيده‌اى در جواب قصيدهء ناصر خسرو با اين مطلع سروده :چرخ با اين اختران نغز و خوش و زيباستى * صورتى در زير دارد هرچه در بالاستىو نيز از اوست :شرب مدام شد چو ميسّر ، مدام به * مى چون حرام گشت ، به ماه حرام به يك بوسه از رخت ده و يك بوسه از لبت * تا هردو را چشيده بگويم كدام به*ما طفل مكتبيم و بود گريه درس ما * اى دل بكوش تا طبق خود روان كنيم( 2 ) . دهخدا : از متأخّرين شعراى سمرقند است و در سال 1004 ه . ق . در هندوستان درگذشت . ( 3 ) . فرهنگ سخنوران : آتونى هروى .