اسيرى تربتى
چند كس به اين تخلّص بودهاند من جملهء آن تربتى است . در همان عصر بود . « 1 » منه :
باز اى دل ديوانه به بند كه فتادى * اى آهوى وحشى به كمند كه فتادى « 2 »
ابو الهادى
امير ابو الهادى صاحب فكر نيكوست . « 3 » از اوست ، منه :
ندانم با كه دارى وعدهاى كز انتظار امشب * به وقت حرف چشمى سوى من ، چشمى به ره دارى « 4 »
ابراهيم لارى
ابراهيم بن محمّد خان لارى است . « 5 » منه :
ما پى تحصيل يار و يار در دل بوده است * حاصل تحصيل ما تحصيل حاصل بوده است
ابو سعيد كالپى
شيخ ابو سعيد از بزرگان كالپى بود . منه :
آدمىّ و بهائم از خاك است * شرف آدمى ز « 6 » ادراك است
انسى ذو القدر
حسن بيگ ذو القدر پسر على بيگ و معاصر حكيم شفايى است . تذكرة الشّعرا مىنوشت ، لكن توفيق اتمام نيافت . در ايران دلبرى تخلّص داشت ، در هندوستان آمده انسى قرار داد . صاحب فكر نكوست . از اوست :
ما را جنون « 7 » به مسند مجنون نشانده است * از خاك برگرفته و در « 8 » خون نشانده است
*
هامش
( 1 ) . روز روشن 50 : از سخن سنجان شاه طهماسب ماضى است .
( 2 ) . بيت بعد از روز روشن :دشوار پسندند بتان ستمآيين * زين قوم جفاپيشه پسند كه فتادى( 3 ) . روز روشن 29 : شاعرى شيرينسخن از تبريز است . از اوست :ز پيام من جوابى نشنيد قاصد از وى * دهدم به اين تسلّى كه نديدمش هنوزش( 4 ) . بيت بعد ، از روز روشن :ميان خوبرويان چون برآرى سر كه گويندت * ز دستت برنمىآيد كه يك عاشق نگه دارى( 5 ) . رياض العارفين 55 : وى از حكّام لار بوده و به صفت عدل و داد و صفات حميده و اخلاق گزيده معروف بود . در تذكره على قلى خان لگزى ، با تخلّص واله آمده است .
( 6 ) . هفت اقليم 1 / 381 : به .
( 7 ) . نصرآبادى 302 : بازم جنون .
( 8 ) . نصرآبادى : بر .