تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
گردانند و مرق آن زنى بخورد ، بچه بيندازد . ( ) او را زير كسى دود كنند كه درد سر دارد ، ساكن شود . جگر پيل به آب سماق و برگ بر نجاسب بخورد كه درد جگر دارد نافع باشد . زهرهء پيل يك قيراط و مسك يك قيراط در بينى كسى چكانند كه مصروع باشد نيك شود . عاج يك درم سحق گردانند تا براده كند و بخورند ، نافع باشد پيدا آمدن جذام را . و واجب باشد كه به آب پودينهء كوهى آشامند ، و جذام را زيادت نگرداند ؛ و اگر يك مثقال از برادهء عاج زنى بخورد كه آبستن نشده باشد آبستن گردد ؛ و چون برادهء عاج يك مثقال و توپال آهن يك مثقال برهم آميخته گردانند و بر بواسير نهند نيك شود و بيندازد ؛ و اگر زنى بخورد اين دو مثقال را آبستن گردد . ( ) زنى بخورد آبستن نگردد ، و با عسل بخورند همان فعل كند ؛ و اگر از درختى ميوه‌دار درآويزند ، آن سال بار نيارد . و اگر در تن مالند شپش درنيفتد ؛ و چون در خانه دود كنند پشه همه ، و شير چون بوى دود او شنود بگريزد . ( ) پيل اندكى بر خداوند تب لرزه بندند ساكن گردد . [ 14 پ ]

اندر آفرينش كرگدن - صورت كرگدن

كرگدن از همه جانورى اين جنس به عدد كمتر است ، و جز يكى نزايد و اندكى زنده ماند . و روزگار آبستنى او [ 15 ر ] بسيار است ، و گويند در شكم مادر دندان و سرو و سم برآرد . و به قد و خلقت چند گاوميشى بزرگ باشد ، و نيك مانند يكديگر باشند ؛ و گردن قوى دارد و دراز . و