يك سرو دارد بر پيشانى خميده نزديك چشم ؛ و دشمن پيل است ، و از پيل نترسد . و چون پيل را ببيند به تگ سوى او رود و بر سم پاى ايستد و دستها بفرازد ، و سرو بر كتف پيل زند ، و سرو بيرون نتواند آوردن ، و در پيل بماند و آويخته شود ، و هر دو هلاك گردند . و سرو درازى ندارد و از دندان پيل قوىتر است و سر تيز دارد ، و از دندان و ستبرى تمام ، و بدين سبب زخم تمام زند .
و مقدار درازى سروش يك ارش باشد ، و در ميان نيستان مأوا دارد ، و در نيستان قوّت تمام دارد و چون بيرون آيد آن قوّت ندارد و ترسناك شود ؛ و از فروغ آتش بترسد . و دنبال و سم مانند گاوميش دارد ؛ و منفعت كرگدن اندر سرو و زهره است . چون بر آتش نهند ، جادوى و چشم بد دور شود ؛ و از سروى او دستهء كارد سازند .
سم پاى . ه .
صورت ببر
ببر را پلنگ دشمن باشد و قصد كند ؛ و ببر چون پير شد ، شكار مردم و قصد كودكان ندارد ؛ [ 15 پ ] و چون پير شد تيز شود ، و اگر گرسنه باشد چون يك مرد را بيند قصد نكند ؛ و چون از اندام ببر خون بيايد ديوانه شود و قوّت گيرد ، و همه ددان از او بترسند . و چون بيمار شود طلب بنگ كند ، چون بخورد نيك شود .
صورت زرّافه
تمامت چهارپايان دست راست پيش نهند آنگه دست چپ جز زرّافه