پستان دارد نزديكى سينه ، خرد ، نه اندر خورد تن و قالب او ؛ و دو گوش بزرگ دارد چون دو بادبيزن ، از بهر آنك دهانش همواره گشاده باشد و برهم نتواند نهاد . مگس و پشه را به زخم گوش براند . و خفتن او چنان است كه بر يك پهلو گرايد ، راست يا چپ ، از گرانى اندام . و از بعد آنك پنج يا شش ساله باشد ، گشن كند اندر بهاران . و ماده چون ده ساله باشد گشن پذيرد و يك بچه آرد ؛ و در آب [ 13 ر ] زايد برپاى ايستاده ، تا چون بر زمين افتد استخوانش شكسته نشود .
و پيل را شهوت اندك باشد . چون آرزوى گشنى كند ، به زمينهاى شرقى ولايت خويش رود به مرغزارى اندر كه لفّاح ( گل . . . ) بسيار باشد ، و بوى مىگيرد و مىخورد تا شهوت زيادت گردد ، و ماده با او باشد و از نر جدا نشود ، و چون به گشن آيد تباهى و زيان بسيار كند . [ 13 پ ]
گرفتن پيل
جهت استخوان بدان بيشه كه مأواگاه اوست روند ، و بدانند كه بر كدام درخت تكيه همى كند ، و سرگين بسيار فگنده باشد در بن درخت . تنهء درخت را نيمى پاره گردانند به ارّه يا بيشترك ، تا چون پيل بر درخت تكيه كند شكسته شود . پيل بيفتد . آنگاه مردم پيل را خسته گردانند و زير خاك كنند ، و از بعد يك سال برآرند ، گوشت رفته ، و استخوانها بردارند ، و آن است كه در جهان حمل مىكنند . امّا عاج نيك آن است كه پيل زنده را دندان ببرند .
گرفتن پيل
جهت نگه داشتن آب گاهى بسازند ، چنانك پيل در او بتواند شدن و