القول فى ذكر الحيّات و منافعها و خواصّها
ماران جمله اندك آب خورند و شراب دوست باشند ؛ و بسيار روز شود كه هيچ نخورند و مدّت چهار ماه در زمستان پنهان باشند ، و ملخ بسيار خورند . و زندگانى مار چهارصد و پانصد سال بكشد ؛ و گويند به عدد هر صد سال نقطهاى بر سر او پيدا گردد . و اگر تمامت اندام او را بكوبند نميرد ؛ و چون سرش را بكوبند بميرد .
و چون مجروح شود ، مورچهاى خرد در او نشيند و مىخورد تا بميرد . و مار را مرده كسى نبيند الّا آنك به سببى كشته باشند . و مار آبى چون بر خشكى آيد و در آب نشود خاكى گردد . و مار چون پير شود خرد گردد و خوردنى نخواهد . و گويند كه چون در سوراخ رود و به دو دست دنبالش بگيرند و قوّت كنند بيرون نتوانند آوردن ، مگر به دست چپ بگيرند و بكشند ، بيرون آيد .
و در پاييز پوست باز كند از سر تا دنبال به يك شبان روز ؛ و باشد كه به دو روز . و اگر دندانش به كارد ببرند بعد از سه روز برآيد . و اگر جانورى فرو برد ، استخوان سخت در شكمش باشد خود را بر سنگ پيچد و قوّت مىكند تا شكسته و خرد گرداند . و به وقت گشنى كردن برهم پيچند چنانك پندارند كه يك مار است با دو سر . و مار سى خايه بنهد به عدد پهلوهاش ؛ و خايه بر خاك نهد تا همه را كرم درافتد خرد بىقياس مور و پشه يكيك را مىخورند ، و آنچ قوىتر است بماند ، و اگرنه چنين بودى ماران جهان بگرفتندى . [ 73 پ ]
شاخ نخذ در سوراخ مار نهند برود ، اصل سوس و سروى گاوميش و سمّ بز و مرزنجوش و آب مورد و زهرهء خروس . اين همه آن است كه