با روغن بر آتش نهند و در گوش چكانند كه درد كند ، ساكن گردد . زن به وقت زادن به خويشتن بازنهد ، بچه به زودى بياورد ؛ و اگر در خانهء بنجشك نهند بگريزد ؛ و در ميان جامهء پشمينه نهند ديوچه درنيفتد .
( ) در بهار پاره گردانند و بر خداوند تب ربع بندند زايل شود .
و چون مار را بسوزانند و خاكستر او با به ورق آميخته گردانند ، و بر علّت خزار كه بر سر و تن برآمده باشد بمالند زايل گرداند . و اگر آن خاكستر به آب سذاب بياميزند و بر بهق طلى كنند بركند ؛ و اگر خاكستر او را بر علّت خول طلى كنند نيك گرداند . ( ) كه رند باشد بركنند ، و خداوند تب چهارم با خود دارد نافع بود عظيم ( ) گداخته با اندكى نمك آميخته گردانند و بر بواسير نهند ظاهرى و باطنى پارهپاره گرداند و بيندازد . ( ) بر خداوند تب چهارم بندند به زودى بشود ( ) مار با به ورق و سركه سحق گردانند و بر نشان پيسى طلى كنند بركند .
( ) او را كوفته و بيخته بر مقعد نهند كه از او خون آيد بازگيرد و خشك كند مار سياه را از سر و از دنبال چند يك بدست ببرند و در ديگى مس كنند ، و روغن زيت يك رطل و آب دو رطل بر او ريزند و بجوشانند تا آب برود و روغن بماند ، آن روغن در داء ثعلب بمالند موى نيك برآرد و ديگر ريخته نشود . و اللّه اعلم .
القول فى ذكر العقرب و خواصّه و منافعه
گزدم نر خرد باشد و سياه . نيش كه بدان زخم زند مجّوف است مانند ناى و سر كژ دارد و پديد آمدن بچه چنان است ، [ 74 پ ] چون ماده آبستن شود و بچگان در شكم افتند و بزرگ شوند ، آنگه پشت