تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مادر سوراخ كنند و بيرون آيند ، و مادر نميرد . امّا او را « 1 » زخم زدن طبيعت است ، و بر هرچه آيد مىزند . و با خنفسا دوستى دارد و با او آرام گيرد ؛ و افعى را بزند و بدان زخم بكشد . و عقرب هشت پاى دارد و مار و ملخ خورد ، و چون در آب اندازند ، غرق نشود از آنچ گرانى ندارد ، و بر سر آب نيايد كه شناب نداند كردن ، در ميانه بماند . ملخ را در سوراخش نهند در او آويزد . بيرون كشند تا گندنا در سوراخ نهند ، بيرون آيد . بر جاى زخم كژدم « 2 » حجامت كنند نيك شود ، و كژدم را بريان كنند و بر زخم نهند درد ساكن گرداند . و چون در خانه عقربى را بسوزانند ديگران بگريزند . و اندرون او مجّوف است . بيالايند . زهر مانند لعاب بيرون آيد . اگر در كوزهء نو بسوزانند و از آن جزوى بگيرند و خولنجان و از اصل كبر جزوى و با نبيذ عسل بخورند كه در مثانه سنگ دارد ، باقى پاره‌پاره بيرون اندازد . و اگر از اين سوخته با سرگين موش در چشم كشند بازدارد مويى را كه در چشم برآيد و سطبرى پلكها را نيك گرداند . و چون عقرب سياه را خشك گردانند و بكوبند و خمير كنند با سركه و بر برص مالند بركند . و چون سحق كند با شراب و كسى بخورد كه رتيلا زده باشد يا عقرب نافع باشد . و اگر عقرب را در روغن پخته گردانند تا مهرّا شود ، و از آن روغن بر زخم عقرب بمالند ، درد ساكن شود . و اگر عقرب را بكشند و بر زخم عقرب نهند ، درد ساكن گرداند . و اگر بر زخم سگ ديوانه نهند نافع باشد . و چون عقربى را از زن آبستن درآويزند بچه را نگه دارد از فتادن . و
هامش
( 1 ) . در متن « او را » مكرّر آمده است . ( 2 ) . واژهء « گزدم » دوبار آمده با دو املاى « گزدم و كژدم » .