عنصل گداخته گردانند و با عسل در حمّام بخورند درد طحال را مفيد بود . چشم كلنگ در چشم كشند نخسبند و بىخوابى آرد . زهرهء او درد شقيقه و لقوه را ( ) ؟ ]
القول فى ذكر الجرز « 1 » و خواصّه و منافعه
جرز را گويند كه از او احمقتر مرغى نباشد ؛ و بچه و خايه نگه دارد ، و كلاژه با همه زيركى بچه و خايه گم گرداند ؛ و هيچ مرغ از او تيزتر نپرد . گوشت او غليظ است مولّد سودا . گوشت و پيه او را بكوبند و با نمك و سنبل بياميزند و حبّ سازند و خشك كنند در سايه ، و به خداوند سعال دهند پنج حب نافع باشد .
گوشت جرز نر بخورند ، در مجامعت [ 61 پ ] بيفزايد . مغز جرز با سقنقور بياميزند و بخورند ، در مجامعت بيفزايد . سنگدان جرز پخته بخورند ، پشت را قوى گرداند ، و اندرون سنگدان خشك خرد كرده با نمك درانى و نان سوخته در چشم كشند ، سپيده ببرد . جگر جرز خشك خرد كرده به روغن ناردين بياميزند و در گوش چكانند ، درد ساكن گرداند . پيه او را با نمك و سنبل خشك كرده ، مقدار پنج حبّه بخورند ، اسهال بافراط را بازدارد . خايهء جرز در موى سپيد مالند ، سياه گرداند .
القول فى ذكر اللقلق و خواصّه و منافعه
لقلق را آشيانه باز باشد و بلند ، و با مردم مؤانستى دارد . و منى او
هامش
( 1 ) . پايان مدخل الحاقى . اعراب در نسخه : « جرز » است به ضم ؛ در لغتنامه و فرهنگ معين به فتح .