تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
نهند چهل و يك روز ، آن‌گاه برآرند كرم سياه و سپيد در او افتاده باشد . در آفتاب نهند تا بميرد و خشك شود . سه كرم سياه و سه سپيد با روغن زيت سحق كنند و بر پيسى طلى كنند ببرد . خايهء كلاغ سياه بر سر طلى كنند چنانك آفتاب بر او نيفتد چهارده روز ، پس در گرمابه رود موى سياه شود . خون كلاغ سياه خشك كرده بر ناصور نهند نيك گرداند به زودى و با شراب به كسى دهند كه شراب دوست باشد ، ديگر نخواهد ؛ و بر بواسير نهند نفع تمام كند . زهره ( ) با كافور آميخته گردانند و مقدار يك حبّه بخورند ، آن روز مست نشوند . و اگرچه شراب [ 60 ر ] بسيار خورد و بر سر طلى كند موى سياه گرداند . زهرهء كلاغ پيسه و زهرهء خروس راستا راست هرچند هر دو عسل صافى به هم بياميزند و در چشم كشند روشنايى بيفزايد . زهرهء كلاغ سياه در چشم كشند كه خيال بيند مانند مگس نافع باشد . و مرد بر قضيب مالد و با زن مجامعت [ كند ] زن او را سخت دوست دارد . دماغ پيسه [ كلاغ ] گداخته گردانند به سركهء عنصل و بخورد درد طحال را سود دارد . ( ) در سركه خيسانند و بر سپرز طلى كنند زايل گرداند . ( ) بر كودك بندند كه سعال دارد فايده دهد . چشم پيسه كلاغ و دو چشم جغد بر آتش نهند پيش دو كس يكديگر را دشمن دارند عظيم . چون بوى بديشان رسد ، و دوستى ميان ايشان بريده گردد ، سه پيسه را در موى سپيد مالند با سذاب سياه باشد گرداند . زبان پيسه سياه كلاغ خشك كوفته بخورد در تموز آب اندك خورند . ( ) همين خاصيّت دارد ، كه در تموز آب اندك خورد .