القول فى ذكر العقعق و خواصّه و منافعه
عقعق را به پارسى كلاژه خوانند . بر سر بلندى و گشاده و سايهدار خايه نهد ، و مكّار و حيلتگر باشد ؛ و با جفت خويش مكر و حيل سازد . و برگ چنار در آشيانه نهد جهت شبپرك كه چون بر خايهء او نشيند آب شود و تباه گرداند ؛ و خايه و بچهء خويش رها كند [ 60 پ ] كه آشيان خود را فراموش كرده باشد .
( ) خايهء كلاژه در چشم كشند سپيده ببرد . دماغ او بر زخمى طلى كند كه پيكان يا چوب يا آهن در او مانده باشد بركند و به زودى بيرون آرد . خون كلاژه در سايه خشك گردانند ، و اندامى را كه آبگينه بريده باشد ( ) بر او نهند درست شود . پر او بسوزانند و در سوراخ ( ) مورچه نهند تمامت بگريزند و هيچ نمانند . مغز با غاليه بياميزند و در بينى نهند عطسه آرد . و اللّه اعلم .
القول فى ذكر الطاووس و خواصّه و منافعه
عمر طاوس بيست و پنج سال بكشد ، و رعنايى نمودن خواهد و بيارايد ، و دنبال پهن باز كند و همى گردد ، و خويش را بر ماده عرض كند . و هر سال يك نوبت « 1 » خايه نهد . سال اوّل هشت ، و سال دوم دوازده ؛ و سى روز بر خايه نشيند . و چون مرغ خانگى خايهء طاوس را برآرد ، آن نيكوى ندارد . گوشت و پيه او را نخورند ، دلكورى آرد و نسيان غالب گردد . پيه او را بر جايى مالند كه سرمازده باشد ؛ و گوشت
هامش
( 1 ) . « نوبت » خارج از خط بر بالاى « خايه » نگاشته شده است .