مانند منى آدمى باشد . خايهء خود را نگه دارد به برگ چنار از بيم خفّاش ، چون بر خايهء او گذر كند تبه گردد و به زيان آيد . و چون خفّاش بر چنار بگذرد كور گردد . و جماعتى حكايت كردند كه خايهء بط به جاى خايهء او بنهادند ، چون بچه برآورد بانگ و فرياد كرد تا لقلقهاى بسيار جمع شدند ، [ 62 ر ] و ماده را چندان بزد كه بمرد .
گوشت لقلق غليظ گرم است . چون كسى را زهر داده « 1 » باشند بخورد نافع باشد . شكم لقلق نافع باشد كسى را كه داروهاى زهرناك خورده باشد چون بخورد . خايهء او را خاصيّت آن است كه بر سر مالند ، موى سپيد را سخت سياه گرداند مانند غراب . سرگين لقلق در چشم كشند سپيده را زايل گرداند . ه .
القول فى ذكر النعام و خواصّه و منافعه
شترمرغ هيچ نشنود و مژهء زيرين و زبرين دارد ، و خايه سى و چهل نهد ، و به سه قسم كند . يك قسم در خاك نهد ، و يك قسم در آفتاب بگذارد ، و يك قسم در زير خود گيرد و بپرورد تا بچه پر آرد . چند روز از آنكه در آفتاب نهاده باشد بدهد تا بخورد ، و آنچه در خاك باشد ، در هر يكى سوراخى كنند تا مورچه و پشه و مگس بر او بسيار نشيند ، و باشد كه پركرم گردد . پس بچگان بخورند و قوى گردند . آنگه بچگان را از خود دور كند .
و عجب آن است [ 62 پ ] كه سنگ و ريگ خورند ، و در سنگدان چون آب شود و بگدازد ، و سنگ را در آتش اندازند تا تافته گردد ، و
هامش
( 1 ) . نسخه : زهر دارد .