تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
گداخته گردانند به طلى و زن بخورد كه عقيم باشد ، باردار شود به زودى ؛ و چون بسوزانند و با عسل بر چشم نهند روشن گرداند . و زهرهء باز سپيد خاصيّتى تمام دارد . با چشم ( ) پخته بخورند نافع باشد دردى را كه آن را درد بيضه خوانند و چون پخته گردانند با كنجد و طلى كنند بر چشم ، ابتداى آب را نافع باشد .

باشق و يويو و عفصى

باشق و يويو و عفصى و بادنجان ( عينا كه هم : « بادنجان » و هم « بادنجانه » خوانده مىشود ) كه معروف است به ابى جراده ، اين قسم را مزاج يكسان است ، جهت آنك مايل حرارت‌اند و خشكى ( ) زهرهء باشق بياميزند با بادرنجبويهء كوفته ، و خداوند خفقان را دهند كه از مزه سودا دارد نافع باشد . ( ) را آميخته گردانند به آب شهدانج ، و در بينى چكانند كه درد شقيقهء دايمه دارد نيك شود . ( ) يويو خشك گردانند و سحق كنند با شكر طبرزد و در چشم كشند كه سپيده دارد ، بركند . ( ) بادنجانه گداخته بر بواسير نهند كه ظاهر باشد بيندازد و درد را ساكن گرداند [ 57 ر ] ( ) « 1 » مغز جراة به آب كراث بجوشانند و عسل ، و [ به ] خداوند اسهال با بواسير دهند ، نافع باشد . زهرهء جراة خشك كرده در چشم كشند كه درد كند يا بر زخم عقرب فشانند ، نيك شود و بر زخم زنبو [ ر ] مالند ، درد ساكن گرداند .
هامش
( 1 ) . بر بخش سفيدى كاغذ ، بيتى شعر به شكسته تعليق آمده است :من غلام آن خط مشكين كه گويى مورچه - * پاى مشك‌آلود بر برگ گل نسرين نهاد .