صورت جغد « 1 »
جغد مانند خفّاش به شب طلب معاش كند ، و جاى خويش در ويرانى گزيند ، و شب از روز موافقتر داند ، كه به شب نيك بيند و به روز نه . و تنهايى جويد و با كلاغ دشمنى تمام دارد ، و بر همه مرغان به شب قوّت دارد . و افعى و مارها آواز او شنوند بگريزند . و دو خايه نهد ، يكى موى برآرد و ديگر بتراشد و بيندازد موى را . و تجربت و دانستن او چنان باشد كه پر مرغى در او زنند ، اگر موى بيفتد سوزنده باشد و چون [ 59 ر ] نيفتد ، آن است كه موى برآرد .
و از منافع اعضاى جغد گوشت « 2 » و پيه او را پخته كنند با به ورق و ورس و سركه ، و خشك گردانند و بكوبند خرد ، و بر تمامت ريشها « 3 » كه بر اعضا باشد برفشانند نيك شود . چشم جغد يكى خواب آرد و ديگر ببرد ؛ و تجربت آن است كه در آب اندازند . آنكه در زير نشيند خواب آرد ، و آنكه بر زير آيد بىخوابى را باشد . چون او را به گرمى بر روى خداوند لقوه مالند ببرد و نيك شود ؛ و با روغن بر سر مالند ، شپش را تمامت بكشد .
دل او را از شكم بيرون آورند به گرمى و بر خداوند لقوه نهند ، فايدهء تمام دهد . سنگدان جغد خشك كوفته به قولنجى دهند ، در حال بگشايد . زهرهء او را با خاكستر چوب گز در وقت خفتن بخورند ، در بستر بول كردن را بازدارد . مغز او با روغن بنفشه در بينى چكانند ، بدان جانب كه درد شقيقه دارد ساكن شود . سرگين او بر آتش نهند ، زنبوران تمامت بروند .
هامش
( 1 ) . عنوان نسخهء ثانى : « در منافع اعضا بوم » .
( 2 ) . در نسخهء ثانوى : « و از منافع بوم گوشت و . . . » تنها نسخه بدل !
( 3 ) . پايان برگ نسخهء ثانى .