درّاج و تذرو ، و هر آنچ بچه را زقّه كند و علف دهد و بپرورد خايه دو نهد چون كبوتر و مانند آن ؛ و هر آنچ علف ندهد و نپرورد ، بچهء او بسيار باشد بىحد . و بچه بر آن جانب كه سر پهن است بيرون آيد ، و از هر آن خايه كه سر تيز باشد نر زايد ؛ و از سر پهن ماده . و هر [ آ ] نگه كه مرغ خايه رها كند و بر او ننشيند علامت بىقوّتى و بيمارى اوست . و جفت گرفتن مرغان و بودن خايه از چند گونه است : يكى آن است كه نر بر ماده ننشيند و آن اصل است ؛ و بسيار آن است كه از نسيم هوا خيزد مانند كلاغ ، و ديگر از خاك چنانك مرغ خانگى پشت آگنده كند و بىخروس خايه نهد ؛ و ديگر مانند كبك چون اتّفاق افتد و ماده برگذار مىشود و نر بانگ كند و باد جهد و سوى ماده آواز آرد . از آن ماده كبك خايه در شكم [ 55 ر ] و پروردن خايه . بچه اندر خايه از بعد سه روز پديد آيد ؛ و بچه از سپيده خيزد ، و زرد [ ه ] خورد و طعمهء او باشد .
اندر صورت سيمرغ
سيمرغ اندر ديار محيط باشد اندر جزيرهها به نزديكى خط استوا ؛ و مردم بدان جاى نرسند ؛ و هواى خوش دارد [ 55 پ ] و درختان بسيار و جانوران بزرگ بىحدّ و بىقياس مانند پيل و كرگدن و گاميش ، و گاو و پيل بر ربايد و خطرى ندارد از جانوران ديگر . و چون بپرد سنگها از كوه بجمبند و بلرزند ؛ و آشيان بر درختهاى بزرگ نهد .
أله و خاصيّت او
أله سى و دو روز بر خايه نشيند ، و از مرغان هرآنچه گران تن باشند