پيسى طلى كنند زايل گرداند . و چون بجوشانند با دل كبك ، و بخورند سود دارد خوانيق را و دردهاى جگر را ؛ و خون او با عسل غرغره كنند ريق النفس را نافع باشد . و چون با روغن گداخته گردانند و در سر مالند درد ساكن گرداند .
استخوان سينهء رخم بر كسى آويزند كه درد شقيقه دارد ساكن شود .
چشم چپ رخم سحق كنند و در روغن زيت اندازند ، و روى بدان بمالند ، در چشم مردم عزيز نمايد . [ 58 ر ] و چشم راست رخم در ركويى بر بازو بندند ، جاه و حرمتى تمام يابند ، و به هر كار كه زود زود برآيد . سرگين رخم در سركهء كهن خيسانند و بر پيسى طلى كنند زايل گرداند . چنگال راست رخم بر قولنجى بندند بگشايد و درد ساكن گرداند پر رخم بسوزانند و بر زن آبستن كه بچه به دشخوارى آرد ، به آسانى بار نهد .
و چون رخم را تمامى پخته گردانند و در روغن زيت بجوشانند تا مهرّا شود ، و سه رو [ ز ] خداوند جذام در او نشيند نيك شود و نفع تمام كند .
صورت كركس
كركس مرغى است گران . چون بر مردار افتد چندان بخورد كه بر نتواند خاستن ؛ و چون بخواهد پريدن زودتر چند بار بر جهد و گرد آن جايگه برآيد ، آنگاه تن خويش را بر بالا برد ، تا باد نيك به زيرش شود ، هوا گيرد . و ماده چون خايه خواهد نهاد ، نر از هندوستان سنگى بيارد و در آشيانه نهد تا ماده را رنج نرسد ، و آشيانه جايى كند كه به دشخوارى بر او توان شد . و چون بيمار شود و تيرگى در چشم او آيد چشم در زهرهء مردم مرده مالد ، نيك شود . [ 58 پ ]