تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

حريش « 1 » و خاصيّت او

حريش جانورى است قوّت‌ناك و نيك بدود ، و در ميان سر سرو دارد راست قايم ؛ و بر همه جانوران بزند و بكوشد ، و در قد ( ) بز است « 2 » و هيچ جانورى با او بس نيايد ، و نتواند گرفت كه هيچ حيوان به دو نرسد . و نخچيرگيران از بهر گرفتن او حيلت سازند و كنيزكى جوان پاكيزه ، دختر خانه ، سپيدتن ببرند و به نزديكى سوراخ او بنشانند . حريش چون او را ديد بيايد و بر كنارش جهد ، [ 54 پ ] و كنيزك پستان به دو دهد تا بمكد يك ساعت نيك ، و بىآنچ چيزى خورده باشد از شير مانند مست شود و بخسبد ؛ و اين حالتى طبيعى است . نخچيرگير دست و پايش ببندد و بدين حيلت بگيرند . و اللّه اعلم .

اندر خواصّ مرغان

مرغان هر آنچ شكار كنند دراز دنبال باشند و پهن‌پاى و گردن كوتاه ، و منقار و چنگ كژ ؛ و دانه از زمين بر نتوانند گرفت و قوّت سخت دارند ؛ و چون مرغى را يك دو پر بركنند ، در پريدن مضطرب شود چنانك مردم لنگ . و اگر دنبال بركند سوى سر گرايد . وز اين است هر آنچ از مرغان گردن دراز دارند در پريدن پاىها خم كنند بازپس ؛ و هر آنچ گردن با سينه گيرد پاى در زير شكم دارد . و از مرغان هر آنچ گران برخيزد آشيانه نهد بر زمين چون كبك و
هامش
( 1 ) . در نسخه به تصريح : « جريس » آمده است ، و چنين واژه‌اى در هيچ فرهنگى نديده‌ام ، و پيدا است كه تصحيف « حريش » است ، و معانى آن هم متفاوت . ( 2 ) . [ و در . . . است ] در عكس مرحوم قزوينى ديده نمىشود چون در حاشيه آمده !