تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
خايهء او را در روغن زيت گداخته گردانند و با برگ اراك كوفته بياميزند و بر پيسى طلى كنند ، بركند و رنگ بگرداند . و آن روغن كه خايه را در او پخته‌اند در پيسى مالند رنگ بگرداند ، و پيسى كه خون از او آيد چون سوزن بزنند به زودى ببرد . « 1 »

آفرينش زغن

رخم در طبيعت او صيد نيست و نه طلبد ؛ و اگر بيند بخورد و اگرنه مردار طلبد و در ( ) نهد ، و باشد كه سه [ 57 پ ] « 2 » و با كلاغ دشمنى تمام دارد . خايهء كلاغ پيسه عرض بدل كند تا خايهء زغن بچه برآرد . زغن بانگ و فرياد زند تا از هر جايى زغنها بيايند و بچگان بديشان نمايد كه چگونه برآورده است ، و ماده را مىزند ، و باشد كه ماده را بكشد . و از منافع اعضاى او خون زغن در سايه خشك كند و بر جايگاهى كه گوشت از او برفته باشد پر كند نيك شود . زهرهء زغن بخورند ديوانه و هرزگوى شوند . استخوان او را بريان كرده خشك گردانند ، و بكوبند خرد و بر ريش و دنبل‌ها فشانند ، نيك شود . گوشت رخم نيك بكوبند و با خردل و شراب بياميزند و به كسى دهند كه بسته باشد يا ساحرى كرده نافع باشد . دماغ رخم گداخته گردانند با روغن و در سر مالند كه درد كند ، ساكن شود . دل رخم در قطران گيرند و در پوست گرگ بندند حرزى باشد جهت دزدان . جگر رخم بريان كنند و خشك گردانند و سحق كنند و در سركه خيسانند ، و ديوانه بخورد ، نفع بسيار كند . خون رخم با زراوند خرد گردانند و بر
هامش
( 1 ) . در حاشيهء نسخهء اصلى ديده مىشود . ( 2 ) . در برگ نو دوباره آمده : « كه سه » ؟ !