همچنين ، و هر آنچه ميانهتر ، بيست و دو روز . و أله بيشتر سه خايه نهد و سه بچه برآرد ، و يكى را بيندازد . و مرغى هست استخوان شكن ، او را بردارد و بزرگ كند ؛ و چون أله پير شود و گران گردد و نتواند پريدن ، بچگان او را بردارند ، و منزل به منزل مىبرند ، و تا آفتاب برنيايد ، از جاى خويش نجنبد ؛ و هر كجا مار يابد بربايد و بخورد .
دماغ أله را به آب برف گداخته گردانند و بخورند ، ذات الجنب را نافع باشد ، زهرهء أله را بر پستان زنان بمالند كه آماس دارد ، و شير ستبر [ 56 ر ] باشد و سخت گشته بگشايد ، و زن نيك شود و شير بسيار گردد .
خون أله خشك كرده با اهليلج بسايند و بر جرب چشم كنند نيك شود . پيه أله را با زيت گداخته گردانند و در نقرس با وجع مفاصل يا اندامى كه درد كند بمالند نافع باشد . مغز او را با انگبين و صبر آميخته گردانند و بر ريش سر يا ريشهاى ديگر طلى كنند نافع باشد .
صورت باز و خاصيّت او
در طبيعت باز است كه خود را دارو كند ؛ و بيشتر ماده باشند ؛ و نر جنسى است كه او را زرزور خوانند و خرد [ 56 پ ] تر باشد . و باز را از گرد و دود نگه بايد داشت يا از جاى نمناك ؛ و سبب آنك باز بر باز تفاوت بسيار مىكند در نيكى و بدى آن است كه چون به گشن آيد در زير نر خسبد ، و از چند گونه مرغان بر او افتند . هر آنچ از زرزور باشد نيك است و آنچه از زغن و مانند آن باشد بد .
( ) زهرهء او در چشم كشند نيك باشد ابداء آب را ، و چون با شير سه قطره در بينى چكانند كه درد شقيقه دارد آرام يابد ، و يك قطره در بينى خداوند لقوه چكانند زهره تنها نيك شود . ( ) باز