تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
و جند بيدستر خايهء اوست ، و چون صيّاد بر كنار آب آتش كند هيچ حركت نكند . و نر چون ديد كه صيّاد در او رسيد و زخم خواهد زد ، خايهء خود را به دندان بركند و بيندازد نزد صيّاد . و اگر در پى يكى كند كه نوبتى گرفته باشد و خايه بركنده به ستان بازافتد و خويش را با صيّاد نمايد كه خايه ندارد ، و در اين الهام نگه بايد كرد تا اين آگهى كه او را كه بازداد و يا چگونه بياموخت ، [ 49 ر ] و اگر از پوست او جوربى سازند و مقرنس در پاى كنند منفعت تمام يابد . خون و پوست سگ آبى در سير كنند و ببويند ، خون بسيار كه از بينى آيد باز بندد . ( ) دو دست كوتاه و پاىهاى دراز دارد و بر زمين كشد ، و دنبال خرد دارد . و ماده از نر قدرى مهتر باشد . و چون از آب بيرون آيد و به آفتاب خود را آرايش دهد . صيّاد برود و قصد كند كه چوب بر بينى او زند از آن بيفتد ؛ و اگر ده زخم ديگر بر اندامى ديگر زنند از آن نيفتد ، و از چند نوع باشند . و جنسى ديگر باشد مانند گاو يك ساله فربهى تمام دارد ، چنانك بكشند صد رطل روغن از او بگيرند . ( ) پيه او را با روغن زنبق گداخته گردانند و بر سر كل طلى كنند موى برآرد . گوشت او گرم خشك است نافع باشد درد معده را چون از سردى باشد و سود دارد وجع مفاصل و نقرس را كه از سردى باشد . ( ) جند بيدستر مانند كرم خشك است نافع باشد خفقان را و ضعف دل را چون بخورند و لقوه را چون در بينى چكانند ، و سود دارد فراموشى و سردى دماغ را و علل رگ‌هاى سرد شده را ، و بازدارد خون حيض را و بيرون آورد مشيمه را چون زن بردارد ، و سود باشد رعشه كه از خلط سرد باشد ، و چون زن با پشم بردارد كه رحم او سرد شده باشد نيك شود ، و زخم عقرب را نافع باشد چون در او مالند .
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 120 | محمد روشن / عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى