تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
محموم بدان آلوده گردانند ، در نوبت تب زايل شود . خايهء گربهء سياه با كندرو بسوزانند ديو بگريزد و جادوى كار نكند ، و خداوند جذام را نافع باشد . سرگين گربهء سياه در زير زنى دود كنند ، بچه مرده بيرون آرد .

صورت نمس

نمس گويند كه گربهء صحرايى است ، و از طبيعت اوست كه از سذاب بگريزد . و باريك باشد ، و چون مردم او را بگيرند ، بوى ناخوش از او پيدا آيد . و از منافع نمس زهرهء او با سپيدهء خايه مىآميزند و بر چشم نهند ، حرارت ساكن گرداند . خون او به وزن قيراطى با شير زنان بياميزند و در بينى ديوانه ريزند نافع باشد . قضيب او را با قرنفل پخته گردانند و مرق آن بخورند ، چكيدن بول را نافع باشد و درد مثانه را بنشاند . دنبال او را در برج كبوتران نهند ، تمامت بروند و برج ويران شود . [ 50 پ ]

صورت دله

دله مانند گربه به گشن آيد ، و سخت‌تر بانگ كند ؛ و ماده بر نر ستم رساند تا بر او نشيند . و از منافع دله چشم او را است ، با پارهء كتان بر خود بندند كه تب چهارم دارد زايل شود ؛ و چون چشم چپ بندند تب راجع شود . ( ) دله را در برج كبوتران دود كنند تمامت بگريزند ؛ و مار و گزدم از بوى او گريزان شود . خون دله را در بينى مصروع يا ديوانه ريزند نفع تمام كند . خايهء او را بسوزانند ، تمامت موشان از خانه بگريزند و يكى نماند .