نفخ گردانند زايل كند اماسى را كه معروف است به ذبحه .
و چون خرد كرده خمير گردانند به آب گشنيج تر ، و طلى كند بر آماس گرم نافع باشد ؛ و اگر بسوزانند با روغن آس و زهرهء بز بياميزند و بر سر كل طلى كنند موى برآرد . و چون سرگين خشك سپيد شده در آفتاب با كامخ سرخ در چشم كشند سپيدى ببرد . و سرگين سگى كه استخوان خورده باشد سوخته خرد كرده ، مقدار يك ملعقه « 1 » با زردى خايه خداوند ذوسنطاريا خورد نافع باشد و منجح را و ريشهاى متقادمه كه در امعا باشد نيك گرداند . سرگين تر در ركوى كتان بر خداوند درد دندان بندند ساكن گرداند ؛ و اگر با عسل بخورند عرق النسا را نافع باشد . [ 48 پ ]
سرگين سگ بچه كه چشم باز نكرده باشد مجذوم بخورد نيك شود ؛ و اگر پياز دهند كه در كروز بسته باشند بر نيك برآرد . و قردان كه در گوش سگ باشد در شراب اندازند و به كسى دهند ، در حال مست شود ، و چون آن جمنده بر جايى مالند كه موى برآمده باشد ، بريده گرداند و ديگر برنيايد .
صورت سگ آبى
سگ آبى دنبال پيوسته گرداننده دارد سوى پشت ، و چون يكى گشنى كند همه شادى نمايند مانند عروسى ؛ و چون يكى در دام افتد ، ديگران خود را در دام اندازند از بهر غم دورى . و چون ماده گرفته شود نر با هيچ ماده همخو نگردد .
هامش
( 1 ) . در نسخه : معلقه !