لعليست لبت كه بِه ز ياقوت ترست * دُرجيست دهانت كه لبالب گهرست 181
للّه الحمد كه آن نقش كه خاطر مىخواست * آمد آخر ز پسِ پردهء تقدير پديد 2
لوحش اللّه ز آب كرمينه * مى جنّت شراب كرمينه 29
لولو بچهاى به عشوه قربانم كرد * با شيوهء ناز غارتِ جانم كرد 258
ليل نه گره بر سرِ آن زلف سيه داشت * بود آن دلِ مجنون كه به زنجير نگه داشت 240
ليلى كه ز خوبان عرب خيل و سپه داشت * خانه سيهى بود كه صد خانه سيه داشت 120
ما به جستجوى يار و ياور در دل بوده است * غايتِ تحصيل ما تحصيل حاصل بوده است 276
ما به جستوجوى يار و يار در دل بوده است * غايت تحصيل ما تحصيلِ حاصل بوده است 226
ما دل شكستهايم نمانده نشان ز ما * در كوزهء شكسته نماند نشان ما 278
ما را ز خاك كويش پيراهنيست بر تن * آن هم ز آب ديده صد چاك تا به دامن 125
مال مدخل را امانت دان كه بكر ماهرو * در بر عنّين اگر صد سال خُفتَد ، دختريست 84
مانلت مقاصدى و لا موعودى * يا عافيتى عجزت عودى عودى 15
مانند كليد باب فتح آمده است * تيغ تو كه آيينهء روى ظفر است 16
ماهرويان جهان وصف ترا نتوانند * كه به رخسار تو آيينهء صفت حيرانند 276
ماه من نرگس خميد از گوشهء دستار تو * چشم او ترسم كه افتد بر گل رخسار تو 150
ماهيانيم كه از قعرِ بحارِ ملكوت * دمزنان ، سلسلهجنبان به كنار آمدهايم 99
مبارك منزلى كان خانه را ماهى چنين باشد * همايون كشورى كان عرصه را شاهى چنين باشد 260
مبند بر شتر باد و خاك حجرهء تن * شتر در آبِ فنا ران و حجره آتش زن 114
مجنون شد آيتِ و الليل و حال كرد * گويا حديث گيسوى ليلى خيال كرد 171
محرمى نيست كه گويد سخنِ من با او * آنكه گويد سخن من برِ او ، محرم نيست 173
محقَّق است صفات تو اهلِ معنى را * به ماهتاب چه حاجت شب تجلّى را 219
محمد خوى يوسف رو سلمان جاه يحيى دل * سكندر نام خضر الهام موسى دست عيسى دم 3
مخواه از سفله گر خود گنج قارون را دهد با تو * كه آن با وعدهء امروز و فردايش نمىارزد 213
مرا بالين دمِ مرگ آستان يار بايستى * پلاس ماتمم آن سايهء ديوار بايستى 86
مرا بوى وفا دارى از آن دلبر نمىآيد * از او دل بركنم گر گويم ، از دل برنمىآيد 266
مرا پرسى كه از خوبان ترا خيل و سپه چند است * عجب شاهى كه از ديوانه مىپرسى كه مه چند است 158
مرا تو ديده و از ديده هم عزيزترى * چه ديدهاى كه بر احوالِ من نمىنگرى 165
مرا ساخته است اين سپهرِ بداختر * ز هجران ماهى پريشان و ابتر 232
مراست كوى تو چون كعبه از ره تعظيم * مقام توست در آنجا مقام ابراهيم 255
مرا هرگه كه آيد از سگش ياد * برآيد از دلم بىخواست فرياد 243
مردمان والهء چغوك شدند * احمدى والهء جوان چغوك 129
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٤٨