طاير ايوان لاهوتى وى است * بلبل گلزار ناسوتى وى است 139
طبع لطيف تو همه فكر نكو كند * . . . 51
طريقِ مذهب از رندانِ با مشرب چه مىپرسى * ز مشرب پرس رندان را ، تو از مذهب چه مىپرسى 211
طواف كعبه و رنج سفر چه دردِسرست اين * به گرد كوى تو گردم كه كعبهء دگرست اين 286
عارفان گر تتقِ هستى خود بردارند * همه در عشق تو منصور صفت بردارند 303
عاشق به همه عمر دلِ شاد ندارد * غير از الم و ناله و فرياد ندارد 187
عجب نبْوَد اگر امروز نشناسى قبولى را * كه روى زرد او از اشك گلگون رنگِ دگر دارد 270
عكس رخ خود در آب و آينه نديد * تا صورت مشهدى نبايد ديدن 274
عشق در پرده مىنوازد ساز * عاشقى كو كه بشنود آواز 153
عمر تو گنج و هر نفس از وى يكى گهر * گنجى چنين عظيم مكن رايگان تلف 64
عمريست كه دارم به سگانت سرِ يارى * فرياد كه از خيلِ سگانم نشمارى 224
غرض نقشى است كز ما باز ماند * كه هستى را نمىبينم بقائى 312
غريب عشق ماند بر زمين گر ناگهان پهلو * كه بردارد ز خاك او را و گرداندد بدان پهلو 228
غريب كوى تو كس نيست اينچنين كه منم * غريبتر كه به خاطر نمىرسد وطنم 157
غلچه چو بگرفت جهان را تمام * نغمهسرايى به ربابى رسيد 295
غم دين خور كه غمْ غم دين است * همه غمها فروتر از اين است 68
غمش دارد دلِ بىحاصل من * ندارد جز غمش حاصل دلِ من 88
غم نهان مرا نقل تازه شد غماز * ازين بريده زبان كاش مىنهفتم راز 134
غنچه و سروكار آن قد و دهن نمىكند * سرو نمىخرامد و غنچه سخن نمىكند 295
غير از غم يار هرچه حاصل كردم * حاصل همه هيچ است غم بد خوشست 186
غير دلم آن دلجو با كس ننمود * آن رخ پنهان 76
فارغ از زهد و ورع ملّا هلالى را ببين * آنكه او را بود دايم نامهء عصيان به مشت 206
فارغ شدهام دمى ز اغيار امشب * اى صبح دمِ خويش نگهدار امشب 102
با خامه كه اين نامهء اقبال نوشت * و اقبال سخن با يمن الفال نوشت 102
فانى آخر از تو دل را بربود * بنگر بچه سان 76
فرصت غنيمت است بكش جام سلسبيل * نقد حيات را نشده هيچكس كفيل 137
فكر سرِ زلفِ تو مرا بىسر و پا كرد * انديشهء پابوسِ توام پُشت دو تا كرد 247
فكنده غَبغبى چون قرص مه خورشيد تابانش * هلال عيد را بنموده از طوق گريبانش 288
فى زاوية الهجر انيسى عودى * و المهجة فوق نار قلبى عودى 15
تا در نرود خيالِ ديگر به دلم * دايم دل خود سوى تو مايل دارم 177
قاسم و حاجى شد و عبد الولى هم رفتنىست * لاتثن الّا تثلث از بهر اينها گفتنىست 74
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٤٥