ز شادمانى وصلش هزار غم دارم * كه ناگه از منِ بىدل جدايى نكند 82
ز ظلمت شب هجران مترس اى شوقى * كه آفتاب حقيقت هميشه تابان است 304
ز غصه غنچه صفت ته به ته دلم خونست * كه با وجود يكى نسبت دويى چونست 52
زلالى را به آن كج طبع ديگر * نمىدانم كه الفت از كجا خاست 123
ز مزرع دلِ من دانهء محبت جو * كه حَبّ حُبِ تو در هر دلى نمىباشد 50
ز منصب روى در بىمنصبى نه * كه از هر منصبى بىمنصبى به 76
ز مى به پيرى من قوّت فراوان است * صراحى مى گلگون عصاى پيران است 135
ز ناز گرچه سخن با من آن صنم نكند * بدين خوشم كه سخن با رقيب هم نكند 157
ز هجر آن رخ گلگون ز چشم خونفشان من * دمادم مىرود هر سو سرشكِ ارغوان من 271
ز هجران بىسر و سامانم امروز * به جان از محنت هجرانم امروز 282
ز هر سو مىرسد دردى و اندوهى و سودائى * كجايى اى اجل آخر تو هم سر برزن از جائى 83
ز هر نقص بادش كمالى ميسّر * كمالى كه آن هيچ نقصان ندارد 9
ز يك كمان دو خَدَنگش گهى كه خسته به دلها * به خانهء دلِ بيچاره گشته پنجره پيدا 269
ساخت قطب زمانه خانقهى * كز شرف كعبه شد بر اهل جهان 29
ساقيا خيز كه مشاطهء باغست نسيم * دستهء آينهء جام كن از ساعد سيم 83
ساقى حريف غنچهء گل ساز لاله را * يعنى گذار بر دهنِ خود پياله را 264
سالك ره كه قدش از غم ديدار خم است * هوش او در دم و دايم نظرش در قدم است 3 ، 27
سايه به زمين از قدِ دلدار فتاده * يا سروِ سهى در قدم يار فتاده 288
سبزه بيدار و آب خفته درو * بوى گلها رسيده فرسنگى 286
سپيدهدم كه ازين عنكبوت زرّين تار * گسست رابطه تار و پود ليل و نهار 156
سحر كه صحن چمن پر گل شقايق بود * چمن به كامِ دلِ عندليبِ عاشق بود 105
سخن را بايد دگر اعجاز باشد * طراز خلعتش ايجاز باشد 49
سر از قدمِ سگت نخواهم برداشت * در راه وفا اگر سرم خواهد رفت 171
سر به زانوى غم مانده و غير از نفسى * آمد و رفت ندارد به منِ خسته كسى 19
سر حلقهء دهر و سرِ هر بىوطنى * خاقان دلاورى و خضر ز منى 176
سر من خاك درِ پادشاه ملك كه هست * فخر شاهان ممالك ، شرفِ نسل تِمُر 176
سُروِ رستم به وزن شش من بود * گوييا قلهء دماون بود 32
سرو قدى كه چون قدم مىزد * هر قدم عالمى بهم مىزد 196
سزد گر بنازد به دورش زمان * چو سيّد بدورانِ نوشيروان 5
سغد مكانى است چو خلد برين * مردم او خوبتر از حور عين 30
سنبل ز نقش نه دل را رام نتوانست كرد * شاخ نازك بود مرغ آرام نتوانست كرد 63
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٤٣