باز مىخواهم به يك عاشقكشى مايل شوم * دلبران هستند اما بندهء قاتل شوم 135
با كسى دوست نيست شمس خلف * اين گدا را بس است اللّه دوست 28
بالاى سرش ز هوشمندى * مىتافت ستارهء بلندى 309
با من دو برادرى كه بودند قرين * آن رفت به مهر و اين دگر مانده به كين 160
بانگ برداشت : هى هى اى خردار * اين خرت يافتم بيار افسار 101
ببين كه يك نظر لطف از آن دو نرگسِ شهلا * شدست چارهگرِ من ز قيد پنجهء سودا 269
بحرى كه درو هزار دُرّست نهان * درى كه ازو هزار بحر آبادست 168
بخارا خوشتر آمد از تمام شهرها ما را * ز چشم بد نگهدارد خدا ملك بخارا را 22
بخت و دولت به كاردانى نيست * جز به تأييد آسمانى نيست 106
بدرههايش ز سيم موجزنان * راست چون آستين سيمتنان 72 - 73
بده ساقى به دورِ گل شراب ارغوانى را * غنيمت دان بهارِ عمر و ايّام جوانى را 76
براى دلبرى آن سرو قامت * ندارد غير بالايش علامت 238
بر دايره از پردهء دل پوست كشيد * سنجش ز سوادِ چشم گريانم كرد 258
بر دهانت تهمتِ هستى گمانى بيش نيست * آب خضر از لعلِ جانْبخشَت نشانى بيش نيست 274
بر رخ نشسته گردِ غريبى بسى مرا * نبوَد عجب اگر نشناسد كسى مرا 159
بر زمين نارسيده مىگويد * خانهء انورى كجا باشد 233
بر سريرِ دلبرى معشوق را صد گونه ناز * عاشق بيچاره را بر خاكِ غم روى نياز 288
بر فلك نيست شفق ، باده گلفام من است * رندِ دُردى كشم و طاسِ فلك جام من است 273
بر ماه رخت نه يك هلال از ابروست * هر موى ز ابرويت هلالى دگرست 181
بر هر زمين كه پاى نهد گلرخى چنين * بوى بهشتِ عدن وزد زان گل زمين 136
بس كن چون زيركان را اين بس است * . . . 92
بس كه چشمانِ سياه تو بهم ناز كنند * گه درِ فتنه ببندند و گهى باز كنند 212
بس كه ديوانهام از هجرِ رخِ يار امشب * مىكنم ناله و فرياد منِ زار امشب 185
بسى نادرْفغان بردند قانونِ شفا از تو * كه اندر چنگِ ايشان بود عاجز بو على سينا 174
بعد از سخنَت نيست به گيتى اكنون * مجموعهء معنى شه ملكِ سخنى 176
بعد از نماز ديگر و پيش از نماز شام * افتاد آفتاب جهانتاب ما ز بام 53
بعد ازين چهار مذهب بر حق * كه بود در شريعت غرّا 262
بلندمرتبه زين خاكِ آستان شدهام * غبارِ كوى توام گر بر آسمان شدهام 123
بناى طاق و رواق رفيع مرغوبست * براى صحبت ياران متفق خوبست 183
بنگر كه برهنه روى بر مىطلبد * از خانهء عنكبوت پر مىطلبد 231
بود كيخسرو زمانهء خويش * رفت و تاريخ ماند : كيخسرو 73
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص٣٣٤