مطلع
خارِ غم كى ز دلِ چاكِ من آيد برون * بعدِ مردن مگر از خاكِ من آيد برون
[ 279 ] ذكر مولانا يوسف خطائى
از طالب علمان مشهور است . در شعر مناسبت قوى داشته « « 1 » » و اين غزلش در السنهء شعرا مذكور [ است ] :
غزل
چو شمع پامنهاى گل به محفلِ همه كس * منه چو لاله دگر داغ بر دلِ همه كس
تو سروِ گلشنِ نازى به هر طرف مخرام « « 2 » » * مشو چو نخل قد خويش مايل همه كس
چو لاله چهره ميفروز « « 3 » » ماه من همه جا * چو غنچه لب مگشا در مقابل همه كس
چنان در آتشِ هجران كباب شد جگرم * كه سوخت بهرِ منِ ناتوان دل همه كس
مرو ز ميكده يوسف به كوى زهد و صلاح * گشايد از درِ ميخانه مشكلِ همه كس
[ 280 ] ذكر مولانا فضلى نوشاد « « 1 » »
از شاعران نورسيدهء پركار است و به گفتن اشعار مشكله مشهور . گويند : قصيدهاى در مدح سلطان سعيد خان گفته كه از مصارع اوّل تاريخ تولد حاصل مىشود و از مصارع ثانى تاريخ جلوس ؛ امّا به نظر نيامده ، و اين بيت چهار بحرى از اشعار سنجيدهء پسنديدهء اوست :
بيت
پستهء لعل تو و تنگ شكر * شكرِ لعل تو و آب حيات
[ 279 ] :
هامش
( 1 ) .B« در . . . داشته » ندارد
( 2 ) .Pتو سرو گلشن آزادى هر طرف مخرام
( 3 ) .Pبرافروز
[ 280 ] :
( 1 ) . اين شرح حال درPنيامده