تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
غزل
غنچه و سرو كار آن قد و دهن نمىكند * سرو نمىخرامد و غنچه سخن نمىكند خطّ ترا به مشك چين نسبت اگر كنم « « 3 » » خطاست * آنچه خطِ تو مىكند مشكِ ختن نمىكند از غم دورىِ تو جان دمبدم آيدم به لب * آه كه آگهت كسى از غمِ من نمىكند گردِ مخالف از رخش پاك نمىشود « « 4 » » به حشر * آن‌كه ز خاكِ كوى تو عطر كفن نمىكند چند هدايت اين همه نالهء جانگداز دل * آنچه دل تو مىكند مرغِ چمن نمىكند

[ 277 ] ذكر مير الهى « « 1 » »

از بدخشان است . وقتى كه نديم بيگ « « 2 » » مولانا خرابى را قاضى كولابه « « 3 » » ساخته بوده ، ميرالهى « « 4 » » اين قطعه را گفت : قطعه
غلچه « « 5 » » چو بگرفت جهان را تمام * نغمه‌سرايى به ربابى رسيد « « 6 » » ملك چو در دستِ « « 7 » » نديم اوفتاد * كارِ شريعت به خرابى رسيد

[ 278 ] ذكر عهدى تبريزى « « 1 » »

از شاعران نورسيده است . سخنش بىچاشنى نيست و اين مطلعش بغايت نيكو واقع شده است :
هامش
( 3 ) .Pاگر نسبت كنم ( 4 ) .P , Kنمىكند [ 277 ] : ( 1 ) .Pذكر مير ؛Hميراللهى ( 2 ) .Hمير نديم ( 3 ) .Pكولاب ( 4 ) .Pمير ( 5 ) .P , Hغلچه ( 6 ) .Pنغمه‌سرايى بر ما مىرسيد ( 7 ) .Pبر دست [ 278 ] : ( 1 ) . اين شرح حال درPنيامده