[ 274 ] ذكر مير باقى كاسانى « « 1 » »
از سادات كاسان « « 2 » » است و فضيلت تمام دارد . و گاهى به جهت انشراح قلب به شعر التفاتى مىگمارد . و قصيدهء رديف « گل » كاتبى را تتبّع نموده است و خوب گفته « « 3 » » . و اين بيت از آنجاست :
بيت
كلكِ تحريرم همه گلهاى تر آورد به بار « « 4 » » * كس نديدَست از نىِ خشكى كه آرد بار گل « « 5 » »
[ 275 ] ذكر جميل مولانا محمّد شريف صدر « « 1 » »
از اندجان است كسب فضيلت نموده است و سلاطين عظام او را به منصب صدارت معزّز گردانيدهاند . اشعار نيكو دارد و اين مطلع را گفته به بخارا فرستاده بود :
نظم
به خون نشستهام از خنجرِ جدايى تو * ز پا فتادهام از دستِ آشنايى تو « « 2 » »
قصيدهء مصنوع خواجه سلمان را تتبّع نموده « « 3 » » .
[ 276 ] ذكر مولانا هدايت الله گيلانى « « 1 » »
صورت و سيرت دلكش داشته و به تقريب تجارت سير عالم مىنمود . امير طاهر نجّار كه به شعر سرى و از شاعرى خبرى دارد او را مىستوده و اين غزل از سخنان اوست : « « 2 » »
[ 274 ] :
هامش
( 1 ) .H , Bكاشانى
( 2 ) .B , Hكاشان
( 3 ) .P« و قصيدهء . . . گفته » ندارد
( 4 ) .Pگلهاى سر آرد بار
( 5 ) .Pكس نديده از نى خشكى كه گل آرد ببار
[ 275 ] :
( 1 ) . محمد شرف صدر
( 2 ) .Pبىوفايى تو
( 3 ) .H , B« قصيدهء . . . نموده » ندارد
[ 276 ] :
( 1 ) .Pمولانا هدايت گيلانى ؛Bمولانا هدايت الله
( 2 ) .Pامير طاهر تجار كه از شعر خبرى و از نثر اثرى داشت اين غزل را به من آورد