تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

[ 157 ] ذكر امير همايون

از شاعران مشهور است و اشعار شكر بارش در السنهء شعرا و فضلا مذكور ، در لباس تجرّد تعيّش مىنمود « « 1 » » و اين غزل او در لطافت و شهرت ، اظهر من الشّمس است : غزل
دوش دستار گرو از پىِ صهبا كردم * داشتم دردِسرى از سرِ خود وا كردم نامِ زنجيرِ جنون گم شده بود از عالم * در رهِ عشق من اين سلسله بر پا كردم صاف از نقشِ جهان تا نشود « « 2 » » آيينهء دل * طلب از ميكده‌ها جام مصفّا كردم
و اين مطلع او نيز خوب واقع شده : مطلع
به كويَش رفتم و گفتم كه بينم روى نيكويَش * چو ديدم همدمِ غيرش « « 3 » » ، گذشتم از سرِ كويش
در سمرقند مدفون است .

[ 158 ] ذكر جميل حكيم شهر سبزى « « 1 » »

طبيب حاذق بود و معالجات مرضى نيكو مىنمود ، از علم هيأت « « 2 » » نيز وقوفى داشت و در تحقيق دقايق نجومى دقيقه‌اى فرو نمىگذاشت . و در قواعد شعر و معمّا و عروض « « 3 » » متبحّر ظاهر مىشد ، و اين بيت را نيكو گفته است : بيت
گل چه حاجت دوختن بر بهلهء « « 4 » » بلغار تو * پنجهء بازِ تو بس بر بهلهء « « 5 » » بلغار گل
[ 157 ] :
هامش
( 1 ) .B« در لباس . . . مىنمود » ندارد ،Pمىنمود + اشعار و ابيات مرغوب دارد ( 2 ) .Pيا شود ( 3 ) .Pغير [ 158 ] : ( 1 ) .P , H« حكيم شهر سبزى » ندارد ( 2 ) .Pاز علوم عربى ( 3 ) .B« معما » ندارد ،H , Pمعمّا عروض ( 4 ) .Bپهلوى ( 5 ) .Bپهلوى