نظم
اى صبا زلفينى هر لحظه نمايان ايتمه * گرهى « « 6 » » آجمه و كو تكلوم نى پريشان ايتمه
و اين بيت را نيكو گفته :
بيت
بر صفّهء فقر نشين و انگار چنان * بر تخت نشستهاى سليمان شدهاى « « 7 » »
در كبر سن بود كه خطاب إرجعى را تلقّى مقبول نمود « « 8 » » .
[ 150 ] ذكر جميل خواجه قاسم مودود
از اولاد امجاد « « 1 » » خواجه مودود است - قدّس اللّه سرّه - و به مضمون حديث « « 2 » » كن فى الدّنيا كإنّك غريب او عابر سبيل ، اوقات با بركات « « 3 » » در مسافرت صرف نمودى « « 4 » » و غريبانه معاش كردى . در هر جا كه « « 5 » » روزى چند مسكن مىنمود « « 6 » » به فضلا مختلط مىبود و به شعر و شعرا التفات تمام مىفرمود و بغايت خوشطبع بود « « 7 » » . رباعيى گفته كه در هر مصرع آن دو جزو « « 8 » » آدمى را ذكر كرده و تكرار آن « « 9 » » جايز نداشته . و دعوى كرده كه هركس جواب اين رباعى بگويد « « 10 » » و اجزائى كه او ذكر كرده ، نگويد « « 11 » » ، هزار تنگهء يك مثقال به صلهء آن مقرّر است « « 12 » » . به واسطهء آن « « 13 » » قيود ميدان سخن بر « « 14 » » فارسان فرس معانى تنگ بود « « 15 » » و فرس فراست لنگ مىنمود « « 16 » » و كسى در اين وادى قدم نمىنهاد « « 17 » » . و آن رباعى اين است « « 18 » » :
رباعى
چشم و دل از آن موى ميان تازه شود * ذكرِ تو كنم كام و دهان « « 19 » » تازه شود
هامش
( 6 ) .Pگرهين
( 7 ) .Pبر تخت مسنّد سليمان شدهاى
( 8 ) .P , Hدر كبر سن خطاب « ارجعى » را تلقى نموده
[ 150 ] :
( 1 ) .Bايجاد
( 2 ) .P« حديث » ندارد
( 3 ) .P« با بركات » ندارد
( 4 ) .K , Pنموده
( 5 ) .P« در هر جا كه » ندارد
( 6 ) .Pروزى چند در بلخ مسكن مىنمود
( 7 ) .P« و بغايت . . . بود » ندارد
( 8 ) .Pكه در مصرع او دو چيز است
( 9 ) .Pآن + را
( 10 ) .Pجواب آن را گويد
( 11 ) .H , Bبكند
( 12 ) .Pهزار تنگه صله مقرر است
( 13 ) .Pاين
( 14 ) .Pبه
( 15 ) .P« بود » ندارد
( 16 ) .Pمىنموده
( 17 ) . كسى را قدم درين وادى نمىنهاد
( 18 ) .P« و آن . . . است » ندارد
( 19 ) .Pزبان