تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
[ [ اگر در مجلس از كسى به خلاف قاعده چيزى صادر شدى چنان تنبيه مىنمود كه سبب شگفتگى مىگشت « « 12 » » ] ] . در « « 13 » » وقتى كه ملّا هلالى تصنيف « « 14 » » شاه و گدا مىگفته ، گاهى به خدمت ملّا عرض مىكرده « « 15 » » ، بعضى ابيات كه بر زبان ملّا بر سبيل بديهه مىگذشته در كتاب خود درج كرده ، مىنوشته « « 16 » » . و اين دو بيت را از آن جمله مىگويند « « 17 » » : مثنوى « « 18 » »
سرو قدى كه چون « « 19 » » قدم مىزد * هر قدم عالمى بهم مىزد شوخ چشمى كه چون « « 20 » » نگه مىكرد * خانهء مردمان سيه مىكرد
خطّ نستعليق را خوب مىنوشت و انشايش بغايت نيكو بود « « 21 » » . اشعار خوب و قصايد مرغوب دارد [ [ و اين بيت قصيدهء وى شهرتى تمام دارد و بسيار مخيّل و خوب است : بيت
به دورِ عدلِ تو اضداد را به هم الفت * چنان‌كه موى نگنجد ميانهء شب و روز « « 22 » » ] ]
و اين غزل را نيز بسيار شورانگيز و بغايت دلاويز گفته : « « 23 » » غزل
اى سبزه به گردِ سمنَت غاليه‌آميز « « 24 » » * وز غاليه‌ات آتشِ سودازده‌ها « « 25 » » تيز فرهاد به دل كوه غم از محنت شيرين * آسوده از آن بارِ گران خاطرِ پرويز
هامش
( 12 ) . عبارات داخل قلاب در چنين آمده : « روزى ملا با يكى از ظرفا مىگذشت به ملّا گفته‌اند كه اين صعوه‌اى است او گفته كه صعبه است . ملّا گفته كه و الله كه به واو است . او گفته بالله به ب است » ( 13 ) .P« در » ندارد ( 14 ) .B , H« تصنيف » ندارد ( 15 ) .Pتصنيف شاه و گدا مىنمود به عرض ملّا مىرسانيد ( 16 ) .Pبعضى از ابيات كه بر سبيل بدايت به زبان ملّا مىگذشته تيمّنا در تصنيف خود درج نموده ( 17 ) .Pگويند اين دو بيت از آن جمله است ( 18 ) .P« مثنوى » ندارد ( 19 ) .Bكه تا ( 20 ) .Pكه تا ( 21 ) .Pخط نسخ و تعليق را نيكو مىنوشت و انشا را خوب تقرير مىنمود ( 22 ) . عبارات داخل قلاب در بعد از رباعى : « نى سايهء . . . » آمده است به اين صورت : « و اين بيت رنگين را به ملّا نسبت مىدهند : به دور عدل تو اضداد را به هم پيوست - چنان‌كه موى نگنجد ميانه شب و روز » ( 23 ) .Pو اين غزلش شوق‌انگيز و شورآميز واقع شده ( 24 ) .Kغاليه‌انگيز ( 25 ) .Pسودازدگان