تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
و المنّه « « 21 » » كه اين كمينه به دولت تلميذيش « « 22 » » مشرف گرديده « « 23 » » و به عزّ اجازت حديث نبوى معزّز گشت « « 24 » » . طبع نيكو داشت و با وجود مضمون « « 25 » » : ع
و لو لا الشّعر بالعلماء يذرى
به شعر « « 26 » » التفاتى مىنمود . و به زبان تازى « « 27 » » ابيات نيكو دارد و اين بيت از جمله كلام بلاغت‌آميز فصاحت‌انگيز اوست « « 28 » » : شعر
لَوْ ملك يرحم من فى الثّرى « « 29 » » * يرحمه الله « « 30 » » مليك السّماء
[ [ عمر عزيزش قريب به هشتاد رسيده بود كه در روز چهارشنبه اوايل شهر رجب سنهء نهصد و شصت و شش مرغ روح پرفتوحش مايل روح و ريحان جنّت شده ، بلند پرواز گرديد . در جوار مزار باانوار حضرت خواجهء احرار - قدّس سرّه - مدفون است « « 31 » » ] ] .

[ 148 ] ذكر جميل قدوة العلماء مولانا كمال الدّين ابو الخير قدّس سرّه « « 1 » »

جامع الفروع و الأصول و حاوى المنقول و المعقول بود . اكثر سلاطين با او « « 2 » » به احترام ملاقات مىكردند « « 3 » » بتخصيص كستن قرا « « 4 » » سلطان - نوّر مرقده - تعظيم ملّا « « 5 » » بواجبى مىنمود و به طبّ « « 6 » » ملّا بسيار معتقد بود . روزى به فقير گفت كه عقيدهء من به ملّا آنچنان « « 7 » » است كه از اسباب و علامات مىيابد « « 8 » » كه من كى مريض خواهم شد و مرض كى زايل خواهد گشت « « 9 » » . طبع لطيف ملّا بسيار نزاكت داشت و در لطافت و ظرافت « « 10 » » نكته‌اى فرو نمىگذاشت « « 11 » » .
هامش
( 21 ) .P , Hالحمد لله ( 22 ) .Bتلميذش ( 23 ) .Pگشت ( 24 ) .Pو رخصت حديث يافت ( 25 ) .P« طبع . . . مضمون » ندارد ( 26 ) .Pگاهى + به شعر ( 27 ) .Pعربى ( 28 ) .Pو اين بيت از كلام بلاغت نظام اوست ( 29 ) .Pفى الشرف ( 30 ) .Pيرحمه سرّ ( 31 ) .Pعبارات داخل قلاب را ندارد [ 148 ] : ( 1 ) .Pذكر زبدة العلماء مولانا كمال الدين ( 2 ) .Pبه او ( 3 ) .Pمىنمودند ( 4 ) .Hكتن قرا ،Pكيتن قرا ( 5 ) .P« ملا » ندارد ( 6 ) .Pطلب ( 7 ) .Pچنان ( 8 ) . مىآيدHمىبايد ( 9 ) .Pشد ( 10 ) .Pظرافت و لطافت ( 11 ) .Pنكته نمىگذاشت